رخنه شک در زندگی مشترک

سلامانه :برداشت اول: تلفن همراه را برداشت. می‌خواست بازش كند. می‌خواست ببیند چه كسی است كه این وقت شب به شوهرش پیامك می‌دهد. تلفن همراه قفل بود. رمزش را نداشت. مرد از حمام بیرون آمد. گوشی را دست همسرش دید. داد زد، آن را گرفت: «این وسیله شخصی من است!» و زن داد ‌زد: «من همسرت هستم.»...


برداشت دوم: در اتاق را باز كرد. رفت سراغ كمد لباس‌هایش. دنبال دفترچه‌ای بود. نه دفترچه بیمه، نه دفترچه یادداشت شخصی، بلكه دنبال دفترچه خاطرات فرزندش بود كه می‌دانست اینجا می‌گذارد. دختر در آستانه در پیدا شد. او را دید: «به وسایل خصوصی من چه كار داری؟» داد زد، گریه كرد: «من پدرت هستم!» مرد گفت.

برداشت سوم: كیف‌ها را می‌گردد؛ باید چیزی ممنوعه داخل كیف بچه‌های مدرسه پیدا كند، او مربی است. مربی پرورشی مدرسه است. وظیفه‌اش جلوگیری از خطای بچه‌هاست.

برداشت چهارم: این روزها خیلی‌ها این حق را به خود می‌دهند كه به حوزه شخصی و خصوصی دیگران وارد شوند. این درست است؟ درست نیست؟ لازم است؟ لازم نیست؟ یا هر 4 گزینه صحیح است؟! «موضوع ویژه» این هفته به این موضوع پرداخته و سارا بهره‌مند و حمید دهقان در تهیه آن همکاری داشته‌اند.

تلفن‌همراه، لپ‌تاپ و شبکه‌های ارتباطی اینترنتی مثل ایمیل و... جزو حوزه‌های خصوصی آدم‌هاست و این یک قانون نیست که زن و مرد همیشه باید به این حوزه‌های خصوصی همدیگر دسترسی داشته باشند. طبیعی است که اگر برای اعتمادسازی این دسترسی وجود داشته باشد، خیلی خوب است ولی جزو ضرورت‌ها نیست چون حریم خصوصی برای همه افراد محترم است. ما حتی توصیه می‌کنیم وقتی زن و شوهر با هم در خانه هستند و تلفن‌همراه یکی از آنها زنگ می‌خورد، دیگری اگر نزدیک‌تر است، تلفن‌همراه را برگرداند و به او بدهد و احترام ایجاب می‌کند نگاه نکند تا ببیند چه کسی تماس گرفته است. فقط در موارد خاصی اجازه می‌دهیم مرزهای حریم خصوصی شکسته شود؛ مثلا وقتی یکی از طرفین رابطه‌ای خارج از رابطه زناشویی برقرار کرده و همسرش متوجه شده باشد. در این صورت در طول چند ماه برای اعتمادسازی، از کسی که رابطه خارج زناشویی برقرار کرده می‌خواهیم در حریم خصوصی‌اش را به روی همسرش باز نگه دارد تا کم‌کم دیوار ترک‌خورده اعتمادش ترمیم شود. معمولا خود زوج هم بعد از این اعتمادسازی اولیه، تصمیم می‌گیرند وارد فضای خصوصی یکدیگر نشوند. اما متاسفانه برخی زوج‌ها حریم خصوصی همدیگر را نادیده می‌گیرند و گاهی در غیاب همسرشان، وارد فضای شخصی او می‌‌شوند. خیلی وقت‌ها چیزی هم پیدا نمی‌کنند ولی گاهی هم چیزهای ناخوشایندی دستگیرشان می‌شود. این کشف‌های ناخوشایند همان چیزهایی است که می‌توانند هر وقت در مورد آن شک داشتند، به جای اینکه سر وسایل همسرشان بروند، از او درباره آن بپرسند.

معمولا افرادی که چنین بررسی‌هایی انجام می‌دهند، دچار مشکل می‌شوند چون با واقعیت‌هایی مواجه می‌شوند که از مدیریت آن ناتوان هستند و تنها چیزی که برایشان می‌ماند، احساس عمیق غم، ناتوانی، اضطراب و پوچی است و قدرتی برای تغییر شرایط ندارند.

 

وقتی شک کردیم، چه کنیم؟

وقتی همسری به همسرش شک می‌کند، اجازه ندارد به او تهمت بزند. تنها کاری که باید انجام دهد، این است که 4 سوال از او بپرسد: 1) آیا مثل گذشته مرا دوست داری؟ 2) به ادامه زندگی با من فکر می‌کنی؟ و طبیعتا جواب به هر دو این سوال‌ها معمولا بله است. حالا باید 2 سوال بعد را پرسید: 3) آیا در حال حاضر غیر از من، شخص دیگری در زندگی‌ات هست یا نه؟ خیلی وقت‌ها جواب به این سوال هم منفی است. سوال آخر این است: 4) آیا می‌دانی در صورتی که من متوجه بشوم کسی دیگری در زندگی‌ات هست، چه هزینه‌ای باید بپردازی و ممکن است من و عشق و محبتم را از دست بدهی؟ کسانی که مطمئن هستند همسرشان با دیگری رابطه دارد و نمی‌خواهند درباره‌اش مستقیم صحبت کنند هم باید از این روش استفاده کنند؛ یعنی به جای اینکه شروع کنند به سوال‌پیچ کردن همسر که باید حتما بگویی، من می‌دانم چه اتفاقی افتاده، رفتم تلفن‌همراه یا ایمیلت را بررسی کرده‌ام! همین 4 سوال برایشان کافی است. در حقیقت، اعتماد به خود همسر، مهم‌تر از چیزهایی است که دیده‌ایم و این سوال می‌تواند به مرد یا زن بفهماند همسرش متوجه چیزهایی شده و باید حساب کند اگر بخواهد به این کار ادامه دهد، چه بهایی باید بپردازد.

 

پیامک تنها علت شک نیست

در این سال‌ها که با زوج‌های زیادی کار کرده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی شک در رابطه‌ای رخنه می‌کند، معمولا علت آن پیدا کردن پیامک یا ایمیل خاص نیست و خیلی وقت‌ها خود الگوی رابطه باعث ایجاد شک می‌شود. یعنی رابطه طوری است که اگر زن به شوهرش شک دارد، دلیلش این است که توجه و احترام و قدردانی لازم را در زندگی مشترک از همسرش نمی‌بیند. این مساله باعث می‌شود کم‌کم در ذهنش این تصور ایجاد شود که نکند مرا دوست ندارد و وقتی به این موضوع فکر می‌کند، ممکن است فکر کند پس اگر مرا دوست ندارد، حتما به دیگری علاقه‌مند است. بعد هسته بدبینی شکل پیدا می‌کند. پس خیلی وقت‌ها بدبینی نسبت به همسر، ‌ریشه در اینکه طرف مقابل واقعا کار اشتباهی انجام داده باشد، ندارد و رفتار او باعث سوءتفاهم شده است.

 

رفتارهای هشداردهنده

گاهی یکی از همسران فقط رفتاری از طرف مقابلش می‌بیند که او را دچار تردید می‌کند ولی صرف دیدن رفتار خاص، نباید باعث شود کسی ذهن خود را مشغول کند و این دلیل بر خطا نیست. اینجا هم باید همان 4 سوال پرسیده شود. علاوه بر این، می‌توان به همسر گفت از نظر من خط‌قرمزها در فلان حد است و هرگونه رفتار و رابطه خارج از آن، مرا آزار می‌دهد. 

خیلی مهم است که این خط‌قرمزها درزندگی مشترک مشخص شود چون خیلی وقت‌ها یکی از طرفین فکر می‌کند که این رفتار خط‌قرمز همسرم نیست و اگر متوجه شود، می‌دانم بعد از مدتی ناراحتی آن را فراموش می‌کند! وقتی خط‌قرمز کشیده شد ولی باز هم شخص رفتاری خارج از آن محدوده از همسرش دید، می‌تواند بدون اینکه نام شخص خاصی را ببرد، از او بپرسد که آیا غیر از من تمایل داری با شخص دیگری هم رابطه داشته باشی یا نه و اگر گفت خیر، سوال بعد این است که می‌دانی اگر بخواهی چنین کاری انجام دهی به قیمت از دست دادن زندگی و عشق من به تو تمام می‌شود؟ سطح تحصیلات و سطح فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آدم‌ها هم هیچ ربطی به اینکه دچار شک شوند یا نه ندارد و بیشتر به ویژگی‌های شخصیتی آنها و حس‌هایی که در همه آدم‌ها یکسان است، مربوط می‌شود. آموزش نحوه صحبت، چگونه با هم رفتارکردن، احترام گذاشتن و توجه کردن همسران به هم، باعث می‌شود چنین حس‌هایی در آنها ایجاد نشود یا اگر دچار چنین شک‌هایی شدند، بدانند چطور رفتار کنند که حرمت بینشان از بین نرود و به طرف مقابلشان برچسب و تهمت ناروا نزنند.

منبع:هفته نامه سلامت

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.