از این پیچ سخت به سلامت بگذرید

سلامانه :شمع‌های روی کیک، تا وقت کودکی، فقط هیجان فوت کردن دارند، اما از یک جا به بعد‌ دیگر آن سرخوشی کودکانه، برای خاموش کردن تمام می‌شود و هر سال زل می‌زنی به آن شمع اضافه شده و توی ذهنت می‌شماری که این عددها چطور به هم رسیده‌اند و چطور یادت رفته همین دیروز بود که مرز کودکی و بزرگسالی را رد کردی و به این روزها رسیدی...

واقعیت این است که شمع‌ها یک بهانه است، بهانه‌ای‌ برای اینکه به عقب برگردی و خودت را توی گذشته پیدا کنی و به امروزت برسی. امروزی که یادت می‌اندازد چقدر به آرزوهایت رسیدی و چقدر نه. چقدر زندگی را چیز دیگری می‌دیدی و چقدر حالا زندگی چیز دیگری است. این خاصیت بزرگ شدن و گذشت زمان است، اما جای‌ همه اینها برایت مهم‌تر می‌شود که به اعداد صفردار می‌رسی. اعداد صفردار که روی کیک می‌آیند، دریچه دیگری توی ذهنت باز می‌شود، دریچه‌ای‌ که انگار فقط همین صفر به نظر بی‌ارزش کلید باز شدن آن است و تازه داستان شروع می‌شود. داستانی که در زبان عامیانه، آن را بحران 30 و 40 و گاهی هم پیری می‌خوانیم و در زبان تخصصی و از منظر متخصصان، گذار و بحران میانسالی نامیده می‌شود. تفاوت بین این نام‌ها، از نظر سوژه خیلی زیاد نیست، اما آنچه متخصصان درباره این روزهای نزدیک به صفر می‌دانند، قاعدتا همان چیزی است که می‌تواند به آدم‌های این روزها کمک کند تا از توی ذهن خودشان بیرون بیایند و زندگی سالم، شاد و آرام گذشته را ادامه بدهند. برای همین است که سراغ دکتر حامد محمدی کنگرانی، روان‌پزشک، رفتیم تا به شکل دقیق و علمی ‌برای تمام سوال‌های نزدیکی به آستانه اعداد 30 و 40 زندگی پاسخی پیدا کنیم. 

آیا از نظر علمی ‌در آستانه روزهای
30 و 40 عمر تغییراتی در انسان رخ می‌دهد؟

تغییرات روانی و جسمی‌ در تمام دوران زندگی انسان یک اتفاق طبیعی است. هر انسانی در دهه‌های مختلف زندگی، تغییرات جسمی، هورمونی و روانی دارد. دوران کودکی، بلوغ، جوانی، میانسالی و سالمندی، دسته‌بندی‌ای است که از همه این تغییرات می‌آید. حالا ممکن است برای هرکدام از این دوران‌، تعریف‌های مختلفی وجود داشته باشد و مثلا عده‌ای‌ دوران جوانی را از سنین 20 تا 30 سال بدانند و عده‌ای‌ دیگر هم، جوانی را بین 20 تا 40 سال حساب کنند، اما این دسته‌بندی‌ها همیشه وجود دارد و اعداد شبیه نمادهایی می‌شوند که نشان‌دهنده پایان یک دهه و شروع یک دوران تازه است. با همین تعریف، تغییر در ذهن و جسم انسان‌ها هم تغییر درست و منطقی‌ای است. رسیدن به سن 30 یا 40 سالگی هم دقیقا اتفاقی است که باعث می‌شود از نظر روانی انسان خودش را در آستانه میانسالی ببیند و احساس کند قسمت بزرگی از زندگی‌اش گذشته، جوانی‌اش در حال تمام شدن است و فرصت‌هایش کمتر و کمتر می‌شود. همزمان با این اتفاق، در دهه چهارم زندگی، تغییرات هورمونی و جسمانی هم اتفاق می‌افتد. در علم روان‌پزشکی، برای هرکدام از این دوره‌ها، یک مرحله گذار و یک بحران وجود دارد و تمام افرادی که در آستانه 30، 40، 50 ، 60 سالگی و... قرار می‌گیرند، نسبت به شرایط این دوران و مقاطع سنی، دوران گذار را طی می‌کنند. 

 

تعریف دوران گذار و بحران چیست؟

علم روان‌پزشکی می‌گوید دوران گذار از میانسالی، در اواخر دهه چهارم زندگی، بین 37 تا 38 سالگی شروع می‌شود. در این دوره است که انسان از جوانی وارد میانسالی می‌شود و ناگهان با این مساله روبرو می‌شود که عمر محدود است، زندگی تمام می‌شود و... اینجاست که سوال‌های مهمی‌ مثل چقدر در این سال‌ها مفید بودم؟ چه کارهایی انجام دادم؟ چقدر موفق شدم؟ و... را از خودش می‌پرسد. در این مرحله از نظر ذهنی، تغییراتی در فلسفه زندگی انسان هم ایجاد می‌شود و تغییراتی هم که از لحاظ موقعیت زندگی، شغلی، روابط دوستانه و عاطفی برایش ایجاد می‌شود، می‌تواند بیشتر او را تحت‌تاثیر قرار دهد. از نظر جسمانی هم درمورد مردان و زنان تغییرات مهمی ‌ایجاد می‌شود. زنان در دهه چهارم زندگی‌شان، از نظر جسمانی و جنسی به اوج شکوفایی می‌رسند. آنها در این دهه به سن یائسگی نزدیک می‌شوند و نزدیک شدن به این سن، آنها را متوجه فرصت‌های از دست داده می‌کند. از طرف دیگر از آنجایی که دیگر نگران باروری و تغییرات هورمونی ماهیانه نیستند و به‌طور طبیعی از مردان دیرتر رابطه جنسی را شروع می‌کنند، در این دوره احساس نیاز به رابطه جنسی بیشتری دارند و برای احساس صمیمیت بیشتر به همسرانشان و اثبات این مساله که همچنان جذاب، زیبا و جوان هستند، نیاز بیشتری به روابط جنسی دارند، اما در مردان این اتفاق کاملا برعکس است، مردان در دوره گذار میانسالی، به محبت و نوازش بیشتری نیاز پیدا می‌کنند و به دلیل مشغله‌های فکری و کاری که در این سنین زیاد است از نظر جنسی با دوران جوانی فاصله می‌گیرند. همین تفاوت‌های بین زن و مرد است که دقیقا در دوره گذار از میانسالی باعث اختلاف میان زن و شوهرها می‌شود و همین است که در اتاق مشاوره می‌شنویم مثلا آقایی‌ تعریف می‌کند همسر من یاد جوانی‌اش افتاده و... از طرف خانم هم می‌شنویم که شوهرم شبیه بچه‌ها شده و مدام می‌خواهد لوسش کنم، اما از طرف دیگر، آنچه در آستانه 30 سالگی برای انسان‌ها اتفاق می‌افتد، دغدغه‌هایی‌ است که بیشتر از نگاه عمومی‌ جامعه به این سن وارد می‌آید. اینکه در نگاه عمومی‌ جامعه 30 سالگی سن بلوغ کامل و بزرگ شدن است و هر انسانی باید در این سن در نقطه خوبی از موفقیت‌ها باشد. حساسیت به این سن باعث می‌شود افرادی که به آن نزدیک می‌شوند، دچار درگیری‌ها و حساسیت‌های ذهنی شوند و مدام زندگی خودشان را بررسی و به این فکر کنند چقدر موفق بوده‌اند؟ الان شغل خوبی دارند؟ از نظر عاطفی توانسته‌اند شریکی برای زندگی خود پیدا کنند و... اما از نظر علمی‌30 سالگی با 29 سالگی یا 31 سالگی هیچ تفاوتی ندارد. 

 

مرحله گذار از میانسالی مرحله سختی است؟

واقعیت این است که همه افراد، این گذار از میانسالی را تجربه می‌کنند و اتفاقی نیست که استثنا باشد و کسی به آن نرسد، اما همه این مرحله را شبیه هم طی نمی‌کنند و هرکس براساس زندگی عاطفی، شغلی، جنسی و مادی خود، در این مرحله رفتاری متفاوت و اتفاق‌های‌ متفاوت را تجربه می‌کند. همین است که می‌بینیم، ناگهان یک نفر در سن 37 سالگی تصمیم می‌گیرد درس بخواند، ازدواج کند، تغییر شغل دهد و... در این دوره است که تفاوت نیازها بین زن و شوهر، باعث اختلاف می‌شود یا اتفاقی مثل ازدواج فرزندان، مهاجرت برای درس خواندن و.. اتفاقی به نام نشانگان «آشیانه خالی» را ایجاد می‌کند که والدین ناگهان باهم تنها می شوند که می?تواند حتی به طلاق بیانجامد. در زوج‌های جوان هم که فرزندانشان در این سن و سال به مدرسه رسیده‌اند، ماجرایی‌ مثل مدرسه رفتن فرزندشان، می‌تواند در این دوره گذار تاثیرگذار باشد و نشانه‌ای‌ برای رسیدن به آستانه پیری و فرصت‌های کوتاه برای فرد باشد. در دوره گذار است که احساس نیاز به یک شریک عاطفی زیاد است و در همین دوره انسان‌ها باید حواسشان باشد یک شریک عاطفی و دوستی نزدیک در کنارشان باشد تا تنها نباشند و این مرحله را به سلامت بگذرانند. 

 

مرحله گذار خطرناک است؟

مرحله گذار، از آنچه که نامش می‌آید، باید مرحله‌ای‌ باشد که رد شود و انسان به زندگی عادی بازگردد. اگر از پس این مرحله برنیاید و نتواند از مسائل عاطفی و درگیری‌های آن بگذرد، دچار بحران میانسالی می‌شود. بحرانی که افسردگی، پرخاشگری، فراموشی، استرس، اضطراب و... ایجاد می‌کند. بحران میانسالی هم اتفاقی است که می‌تواند باعث عواقب ناگواری در زندگی انسان شود؛ طلاق‌ها، شکست‌های شغلی، قطع رابطه‌ها و... همه از این بحران می‌آید. 

 

چطور از مرحله گذار به سلامت بگذریم؟

اولین قدم این است که اطلاعات کافی و درستی از مراحل گذار زندگی‌مان داشته باشیم. باید بدانیم با رسیدن به هر کدام از دهه‌های زندگی، این مرحله سراغمان می‌آید و اتفاقی است که باید با آن با ملایمت رفتار کرد تا با گذشتن از آن سن، تمام شود. مهم‌ترین چیزی که در این مرحله می‌توانیم به خودمان یادآوری‌کنیم، این است که بین عدد سنی 29 و 30 هیچ تفاوتی وجود ندارد، همان‌طور که بین عدد سنی 30 و 31 وجود ندارد. تصمیم‌های عجولانه، ناگهانی و مهمی‌ مثل ازدواج، تغییر شغل و... در این دوره، عواقب بسیار بدی دارد. در دوره گذار باید یک همسر و دوست کنارمان باشد و در مراحلی حساس، مشاوره با مشاوران، یکی از بهترین راه‌حل‌ها برای گذر به سلامت است. 

همسر می‌تواند نیازهای این دوره را تامین کند، دوست می‌تواند همراه خوبی برای لحظه‌های استرس و پریشانی باشد و مشاور به عنوان فردی که هیچ نگاه هیجانی به زندگی ما ندارد، می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های هیجانی و احساسی، به تصمیم‌های معقولانه کمک کند. مرحله گذار، مرحله سختی نیست، فقط به شرط آنکه آن را بشناسیم و اجازه دهیم به آرامی ‌از آن گذر کنیم. 

منبع:زندگی مثبت

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.