ناگفته‌هایی از تمایلات و دانش جنسی کودکان و نوجوانان

سلامانه :در 2 قرن اخیر، بشر شاهد تغییرات شگرفی در نوع و فضایی که در آن زندگی می‌کند، بوده است. سرعت این روند به شکل تصاعدی در حال افزایش است. طبیعی است که این تغییرات بر مناسبات انسانی به شکل فردی و اجتماعی تاثیر عمیقی داشته است.

زندگی مثبت نوشت:از طرفی موضوعات مربوط به جنسیت، همیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان‌ها بوده و طی 2 قرن اخیر، هم بر تحولات سریع تاثیر گذاشته و هم به شدت از آن تاثیر گرفته است.

 

در کشورهای در حال توسعه‌ای مانند ایران، عمده تحولات در همین قرن گذشته اتفاق افتاده و شتاب گرفته‌ است. در عین حال، خردمندان عالم متوجه شدند همگام با رشد و توسعه مادی، لازم است تا آسیب‌شناسی هر تحولی مدنظر قرار گیرد و برای کنترل آن تدبیری اندیشیده شود. برای مثال سرعت بیشتر در حمل و نقل، مستلزم توجه به ایمنی در طراحی و ساخت وسایل نقلیه است. در کنار آن مقررات و بالاخره فرهنگ رانندگی باید شکل می‌گرفت و در استفاده‌کننده از فناوری نهادینه می‌شد. 

متاسفانه درباره تحولات مربوط به جنسیت و همچنین رفتار جنسی، چنین روندی در جامعه ما طی نشده است. كمااینكه با نیم‌ساعت رانندگی در شهر تهران متوجه می‌شوید با گذشت نزدیک به 100 سال از ورود خودرو به کشور، در مورد این جنبه‌‌ از زندگی نیز هنوز گرفتار معضل هستیم!

 

الگوی ما کیست؟

مردم (از نسل پدربزرگ‌ها تا نوه‌ها) در زمینه رفتار جنسی، مسیر خود را طی می‌کنند و متاسفانه بیشتر مسوولان در حوزه‌های فرهنگ، آموزش، سلامت، نظم و قانون و ... دانسته یا نادانسته تلاش می‌کنند به شکلی گاه کاملا غیرموثر، برخلاف جریان آب شنا کنند و چشمان خود را بر واقعیت‌های جامعه امروز ببندند. توجیه بیشتر این بزرگواران این است که آموزه‌های سنتی و دینی ما برای حل بحران‌های پیش رو کفایت می‌کند، اما باید بپذیریم یکی از همین آموزه‌ها این سخن از مولای متقیان حضرت علی(ع) است که فرمودند: «فرزند زمان خویشتن باش». برای درک بهتر شرایط اجازه دهید نگاهی بر پاره‌ای از واقعیت‌ها «زمان خویشتن» داشته باشیم:

- کودکان و نوجوانان ما در کوتاه‌ترین زمان ممکن به داده‌های درست و غلط در خصوص مسائل جنسی دسترسی پیدا می‌کنند و روز به روز قدرت کنترل و نظارت والدین و مربیان بر رفتار آنها در حال کاهش است.

- شرایط پیچیده زندگی کنونی (به لحاظ سکونت، رفت و آمدها، فضای مجازی و...) کودکان و نوجوانان را در معرض تهدید بیشتر خشونت‌های وابسته به جنسیت قرار داده است.

- نوجوانان بسیار مستقل‌تر از قبل تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌کنند و خیلی از والدین و مربیان نفوذ کمتری بر آنها دارند و گاه حتی از پاسخ دادن به ساده‌ترین سوال‌ها و قانع کردن آنها عاجز هستند.

- فاصله سن بلوغ که با خود طوفان‌های جدی هویتی، روان‌شناختی، بیولوژیک و رفتاری را به دنبال دارد با ازدواج به 10 تا 15 سال رسیده است. به‌تدریج سهم بیشتری از جوانان از سن تجرد قطعی عبور می‌کنند و اینکه تصور کنیم همه این جوانان اوقات خود را با مطالعه کتاب و ورزش و فعالیت‌های دینی و اجتماعی می‌گذرانند و از لحاظ جنسی فعال نیستند، خیال خامی بیش نیست.

- توقعات جنسی در زنان و مردان به شدت تغییر کرده است. البته این موضوع به خودی خود منفی تلقی نمی‌شود، اما وقتی حد و حدود این توقع‌ها و نحوه تعامل زوج‌ها در این خصوص بر ناآگاهی و نداشتن مهارت استوار باشد و حتی بسیاری از زوج‌ها قبل از ازدواج به موضوع هماهنگی جنسی نیز مثل سایر جنبه‌های شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی توجه کافی نمی‌کنند، آمار ناسازگاری‌ها که به انواع طلاق جنسی، عاطفی و قانونی یا حتی بی‌تعهدی به پیمان ازدواج منجر می‌شود، روز به روز افزایش می‌یابد.

- در حالی که ملاحظات سلامت جنسی از دوران کودکی تا سالمندی نیازهای آموزشی خاص خود را دارد، آموزش‌های رسمی و غیررسمی در این حوزه با معضلات و حتی سوء‌تفاهم‌های جدی روبرو است و کارایی برنامه‌های محدود موجود نیز (مثل کلاس‌های اجباری پیش از ازدواج) کاملا قابل‌نقد است.

- نیاز به تقاضا تبدیل‌‌شده اقشار مختلف در حیطه سلامت جنسی، بازاری بزرگ برای افرادی فراهم آورده که بیش از سلامت مردم، به فکر پر کردن جیب‌های خود هستند. از آنجا که نظام سلامت ما این نیازها را چندان به رسمیت نمی‌شناسد و برای تامین آنها جایگزین و برنامه‌ای ندارد، امکان کنترل و نظارتی نیز برای خود فراهم نکرده است.

- انواع مداخلات بدون کارشناسی و پشتوانه علمی و پژوهشی، مبتنی بر سلیقه‌های مدیریتی یا نگرش‌های خاص و کاملا شخصی طی دهه‌های گذشته، ضمن بی‌اثر بودن و اتلاف منابع، بخش مهمی از افراد را به نوعی در تقابل با این مداخلات تشویق کرده است. علت اینكه امروز در دورافتاده‌ترین روستای کشور هم یک مادر فعالانه به دنبال تکمیل واکسیناسیون فرزند دلبند خود است، این است که توانسته به خرد، تدبیر و دانش متولیان سلامت در کشور اعتماد کند و با آنها همگام شود. آیا مداخلات ما در حوزه سلامت جنسی هرگز به ایجاد چنین دیدگاهی حتی نزدیک ‌شده است؟ این را نیز نباید فراموش کرد که مسائل مربوط به جنسیت که با متغیرهای متعدد فرهنگی و اجتماعی در ارتباط است، به مراتب پیچیده‌تر از ایجاد ایمنی در افراد با تزریق واکسن است.

 

حرف آخر

آیا وقت آن نرسیده که قبول کنیم ما تنها کشور اسلامی در دنیا نیستیم که می‌خواهیم برای اعتقادهای دینی، فرهنگ و ارزش‌های خود احترام قائل باشیم؟ آیا مسیری که برخی کشورهای اسلامی در این عرصه طی کرده‌اند، شایسته بررسی بیشتر نیست؟ چگونه است که امروزه باید شاهد باشیم کشورهایی مثل بنگلادش و پاکستان با زیرساخت‌ها و سطح سواد غیرقابل مقایسه با جامعه ما، در برخی موارد از برنامه‌هایی به مراتب سنجیده‌تر در خصوص آموزش و کنترل رفتارهای جنسی پرخطر بهره‌مند هستند و حتی نسل‌های قبلی را که از نرخ بی‌سوادی بالایی رنج می‌برند، با استفاده از همین نوجوانان آموزش می‌دهند؟ آیا اگر به نوجوان و جوان ایرانی همین هویت، دانش، نگرش، مهارت و مسوولیت‌پذیری در رفتار را منتقل کنیم، ظرفیت کمتری دارند؟ آیا زمان تجدیدنظر و «فرزند زمان خویش شدن» فرانرسیده است؟

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.