کلید گفتگو در خانواده/ بلایی که خانه‌های نیم‌دایره‌ای بر سر ما آورد

سلامانه : یک روانپزشک گفت: گفت و گو و نقد مهارتی است که همه ما باید آن را یاد بگیریم از آنجایی که ایرانی ها افرادی هستند که کمتر اهل گفت و گو اند یادگیری این مهارت ها امری واجب و ضروری است.

دکتر هادی معتمدی در خصوص اینکه برای داشتن گفت و گویی سالم در خانواده باید چه مسایلی رعایت شود در گفتگو با شفقنا زندگی، بیان کرد: در ابتدا فرد فاعل باید خود را خوب بشناسد و در مباحثی که وارد نیستیم وارد نشویم. مثلا وقتی می خواهیم در مورد ضررهای کامپیوتر یا شبکه های اجتماعی با فرزندمان صحبت کنیم در ابتدا باید خودمان این شبکه ها را بشناسیم در مرحله دوم باید آگاه باشیم که زمانه در چه شرایطی است. حضرت علی(ع) هم می فرماید: فرزند زمان خویش باشید؛ ما هم باید فرزند زمان خودمان باشیم. نکته سوم این است که بدانیم اطرافیان مانند ما فکر نمی کنند و ما باید به طرف مقابل احترام بگذاریم، از حرف های دارای کنایه و ابهام استفاده نکنیم و شفاف صحبت کنیم به طرف مقابل اجازه دهیم که حرف های خود را در آرامش بیان کند. وقتی طرف مقابل در حال صحبت کردن است به جای اینکه در ذهنمان به دنبال آماده کردن جواب باشیم حرفهایش را گوش کنیم چون شاید اگر گوش کنیم نیازی به پاسخ دادن نباشد.

بپذیریم خیلی اوقات دیگران هم به اندازه ما بلد هستند و حرف هایشان از ما پخته تر و سنجیده تر  است

او افزود: بپذیریم که خیلی اوقات دیگران هم به اندازه ما بلد هستند و شاید حرف هایشان از حرف های ما پخته تر و سنجیده تر باشد.الزاما قرار نیست که ما عقل کل باشیم و همه از ما استفاده کنند بنابراین برای ورود به یک گفت و گوی سالم شناخت خود و طرف مقابل،  شناخت ظرفیت ها، بالا بردن تحمل حرف، آگاهی به موضوعی که وارد بحث می شویم بسیار اهمیت دارد. برای کسب این آگاهی باید مطالعه کنیم وقتی به جمع بندی می رسیم دیگر مساله را تکرار نکنیم . نکته مهم این است که مدام در بحث های مختلف، مشکل گذشته که گفته شده را بیان نکنیم. ما در علم روانپزشکی به مجموعه عوامل را هوش هیجانی می دانیم به این معنی که فرد خود را می شناسد و می داند با بقیه افراد چگونه صحبت کند.

در قدیم پدر ها و مادرها بیشتر از فرزندان می فهمیدند اما الان تفاوت کرده است

این روانپزشک در پاسخ به این سوال که چرا در نسل حاضر تحمل پذیرش گفت و گو میان افراد بسیار کم شده است و این مساله در مقایسه با گذشته چه تفاوت هایی دارد اظهار کرد: این مساله چند عاملی است، در زمان گذشته احترام به بزرگترها بیشتر بود بنابراین وقتی بزرگتری حرفی می زد کوچکترها بر روی حرف او حرف نمی زدنند اما این تنها عامل نبود. اصولا در گذشته پدر ها و مادرهای ما بیشتر از فرزندان می فهمیدند الان خیلی اوقات فرزندان به دلیل دسترسی بیشتر به تکنولوژی و سرعت بالایی که در جهانی شدن ارتباطات وجود دارد آگاهیشان از پدر و مادر ها بیشتر است. نکته سوم این است که تنوع موضوعات در این دوران نسبت به گذشته بسیار زیاد شده. در گذشته بیشتر حرف ها در مورد آب و هوا و مهمانی و عروسی  بود اما الان در مورد سیاست، بمب اتم، دلار، ارز، انرژی هسته ای و وضع بازار از جمله صحبت های ما در شب نشینی هاست که همه افراد این موضوعات را بلد نیستند. بنابراین امکان دارد علایق ما با هم فرق کند و امکان دارد افراد هیچ نقطه مشترکی با هم نداشته باشند. نکته مهم دیگر این است که ارتباط خانوده ها به مقدار زیادی از هم گسسته شده است در زمان گذشته خانه ها گرد بود و افراد دور هم می نشستند ولی الان خانه ها نیم دایره است و همه رو به تلویزیون می نشینند و پراکندگی در خانواده ها ایجاد شده است.

سنت های خوب به عنوان ترمزی برای آفات مدرنتیه همیشه قابل استفاده اند

دکتر معتمدی افزود: در گذشته یکی از اصول مهم صله رحم بود که در حال حاضر  بسیار کم شده است. در گذشته جنس مخالف راحت تر شناخته می شد چون ارتباط بین افراد خانواده مانند دختر عمو و پسر عموها بیشتر و بهتر بود در حال حاضر با باز شدن روابط هر کسی برای خودش در جامعه زندگی می کند هر کسی دوست خود را به تنهایی انتخاب می کند و از تجربه دیگران استفاده  نمی کند. از طرفی فرزندان در حال حاضر به مکاتب و فرهنگ های مختلف دسترسی دارند مجموعه این عوامل باعث می شود که افراد نتوانند به یک فکر مشترک دسترسی پیدا کنند هر چند که ما معتقدیم که سنت های خوب و مفید به عنوان ترمزی برای آفات مدرنتیه همیشه قابل استفاده است.

از طریق علایق فرزندانمان وارد بحث و گفت و گو شویم نه علایق خودمان

او راهکار سامان دادن این وضعیت آشفته را در افزایش ارتباطات دانست و گفت: افزایش ارتباطات گام اول است یعنی ما باید زمانی را برای خانواده در طول هفته تعیین کنیم و فصل مشترک های بین خودمان را پیدا کنیم. علایق فرزندان را درک کنیم و از طریق علایق آنها با هم وارد بحث و گفت و گو شویم نه علایق خودمان. در زمینه های گوناگون به فرزندانمان کمک کنیم البته متاسفانه امروزه سبک زندگی ما یک سبک زندگی مصرفی شده ما بیشتر وقت را برای کسب در آمد و خرید انجام میگزاریم. در صورتی که زندگی های ما با کمتر از این حد توقعات هم می چرخد و می توانیم این وقت را برای برای فرزندان اختصاص دهیم چرا که امکان دارد مدت ها وقت بگذاریم میز بخریم ولی وقتی برای نشستن دور آن میز نداشته باشیم، ولی در زمان گذشته یک کرسی می گذاشتیم ولی نهایت استفاده را از آن می کردیم.

نقادی از دو آبشخور سرچشمه می گیرد

این روانپزشک نکته مهم در گفت و گو ها را زمانی دانست که افراد به نقد یکدیگر می پردازند و آداب نقد را این طور بیان کرد: نقادی از دو آبشخور سرچشمه می گیرد ابتدا مهارت کلامی است که ما باید آن را یاد بگیریم و دیگری امر به معروف و نهی از منکر در واقع نقد هیچ چیزی نیست به جز امر به معروف و نهی از منکر. متاسفانه هر دو این ها در جامعه ما ضعیف است چون امر به معروف و نهی از منکر را نصیحتی می دانیم که البته هیچ گاه هم حوصله نداریم، این نکات را باید در آموزش و پرورش به فرزندان آموخت.

وقتی وارد حوزه نقد می شویم بسیار زود از کوره در می رویم

دکتر معتمدی خاطر نشان کرد: مشکل در این دو جاست که وقتی وارد حوزه نقد می شویم بسیار زود از کوره در می رویم و این مساله به این خاطر است که تمام خوبی های فرد را به بدی تبدیل می کنیم. در نقد باید از نقطه صفر تا صد فرد را دید و صحبت کرد اما متاسفانه ما فکر می کنیم نقد یعنی بدگویی و سیاه دیدن. نمونه نقد صحیح را ما در گذشته تاریخی کشور خود داریم مثلا یک شخصی مانند ملاصدرا وقتی می خواهد نقدی بر ابوعلی سینا بنویسد ابتدای کتاب از او به عنوان "استاد ما"، "پیشکسوت ما" ذکر می کند و توضیح می دهد که "موضوعاتی که ابو علی سینا مطرح کرده باعث رشد و بالغ شدن من شده است و این آگاهی را مدیون او هستم اما بر این قسمت از کلام او نقد دارم"؛ این معنای صحیح نقد کردن است اما ما در نقدهای خودمان توجه نمی کنیم که از کسی که نقد می کنیم زمانی استاد ما بوده و یک دفعه وارد بحث می شویم و گاهی شروع به فحاشی می کنیم. بنابراین فرهنگ نقد یک فرهنگ آموختنی است باید نگاه کنیم که آیا پیشوایان دینی ما با مخالفان خودشان به چه شکلی صحبت می کردند در مورد غیر مسلمانان چگونه برخورد می کردند.

نقدهای امروزه بیشتر به شکل بی پروا و بی ادبانه مطرح می شود

او افزود: این قدر نقدهای امروزه بیشتر به شکل بی پروا و بی ادبانه مطرح می شود که فرد را وادار به واکنشی غیر منطقی می کند. در نقد باید روی دو موضوع کار کرد، یکی آنکه از منظر کلامی درست صحبت کنیم که نوشتار هم زیر مجموعه کلام است و نکته دوم اینکه در نقد سیاه نمایی نکنیم چون گفتن نکات مثبت بسیار کمک کننده است که این امر مبتنی بر اصل امر به معروف و نهی از منکر است.

این روانپزشک در پاسخ به این سوال که چرا در جوامع دیگر نقادی کردن به این شکل دیده نمی شود و افراد در پذیرش نقد پذیرا تر هستند گفت: باید به این توجه شود که فرهنگ ما با فرهنگ کشورهای دیگر متفاوت است. در یک کشور غربی یک پزشک به طور مستقیم به بیمار خود می گوید که سرطان دارد و یک ماه بیشتر زمان ندارد و نکته جالب  اینجاست که اگر نگوید مریض می تواند از پزشک خود شکایت کند باید به این نکته توجه شود که در فرهنگ دیگر روابط عاطفی با کشور ما متفاوت است. به همین دلیل در فرهنگ اروپایی حدود 76 درصد طلاق داریم ولی در فرهنگ ما حدود  17 درصد؛ اما در آنجا میزان طلاق عاطفی کم است.  نوع فرهنگ در غرب به این شکل است که اگر صداقت داشته باشیم کارمان بهتر راه می افتد ولی در فرهنگ ما به دلیل اینکه دوران دیکتاتوری های مختلف را سپری کرده و اگر حرف راست گفته می شد امکان داشت فرد امنیت خود را از دست بدهد، مردم به آهستگی یاد گرفتند که زبان سرخ سر سبز می دهد  بر باد به همین دلیل رفتارهای متملغانه را شاهد هستیم و نسبت به خانواده هم این رفتار را نشان می دهیم. ما در دین مواردی مانند" النجاه فی الصدق" به این معنی که نجات در راستگویی است را داریم و از طرفی سفارشاتی در جهت خاکستری دیدن و  صحبت کردن هم داریم تا بتوانیم افراد را  راحت تر هم بپذیریم پس باید از این آموزه ها درست استفاده کنیم و آنها را به شکل کاربردی در زندگی خود به کار ببریم تا بتوانیم در روابط بین فردی خود مناسب تر رفتار کنیم.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.