با افراد عصبی و پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟

سلامانه :«الگوی رفتار قاطع یک الگوی کلی است ولی باید در نظر گرفت که این الگو یک رفتار است و این رفتارها نیستند که در ما مهم هستند. رفتارها تنها به رویداد وضعیت روانی ما منجر می شوند که رویداد ظاهری هستند. وضعیت روانی ما از وضعیتی در درون ذهن و مغز ما می آید که به عوامل زیستی یعنی ژنتیک ما، ساختار مغزی ما، چیزی که امروز رخ می دهد، شخصیت ما که به دوران کودکی بر می گردد و فرهنگ اجتماعی و فرهنگی ما بستگی دارد پس برای برقراری ارتباط باید به موضوعات زیرین رفتار که عوامل زیستی روانی اجتماعی فرهنگی است باید توجه شود چون نشان می دهد این رفتار از کجا بر می خیزد و برای اینکه به موضوعات زیرین بپردازیم باید در یک وضعیت من خوبم تو خوبی با هم گفت و گو کنیم.»


دکتر علی بابایی زاد، روان درمان گر در ادامه گفت وگو با شفقنا زندگی در خصوص واکنش ها نسبت به ناهنجاری های رفتاری با بیان اینکه در شرایطی که فرد در حالت تدافعی است و مقاومت می کند  چه باید کرد؟گفت: با فرض اینکه با الگوی رفتاری قاطع پیش می رویم و بخش هیجانی کنترل شده است اما طرف مقابل مقاومت می کند؛ در این شرایط باید به این نکته توجه کنیم که چه چیزی مقاومت را در شخص بالاتر می برد مثلا وقتی فرزندان نسبت به والدینشان مقاومت بیشتری دارند که آنها بخواهند مچ گیری کنند یا زمانی که نقاط ضعف و یا زخم های زیر لباسی داشته باشند که می دانیم نباید این ها را تحریک کنیم اما می کنیم. بنابراین در یک رابطه وقتی نقاط ضعف و هیجانی طرف مقابل  را می شناسیم نباید فرد را تحریک کنیم. برای داشتن یک رابطه موفق خوب است بدانیم هشت درصد یک رابطه در کلام است و 92 درصد رابطه غیر کلامی است که شامل 57 درصد زبان بدن و حالت صورت، 35 درصد لحن کلام و چگونگی گفتار است. بنابراین ما خیلی اوقات می خواهیم کار درست را انجام دهیم اما در ظاهر چیزی به جز لغات عوض نشده است و تمامی حالات بدن ما باقی مانده است.پس باید توجه کنیم با چه زبان بدن و چه لحن صدایی صحبت می کنیم اگر واقعا در درون خودمان  در صلح باشیم و بپذیریم که همه افراد می توانند هر ویژگی متفاوتی داشته باشند و وقتی چیزی را در کسی می بینیم که دوست نداریم نباید دچار واکنش شدید شویم، که هر چقدر بیشتر واکنش نشان دهیم نشان می دهد که این رفتار را در خودم هم دارم اما چون در سطح ناخود آگاه من سرکوب شده است باعث ایجاد واکنش من خواهد شد، آن وقت است که می توانم واکنش بهتری نشان دهیم.


افراد نابالغ و عصبی به قدری دچار استرس هستند که در ابتدا باید از خود مراقبت کنند

بابایی زاد در خصوص اینکه در مقابل با افراد عصبی چه واکنشی صحیح است؟ اظهار کرد: در افراد عصبی اولین نکته مراقبت از خود است چون افراد نابالغ و عصبی به قدری دچار استرس هستند که در ابتدا باید از خود مراقبت کنند به همین دلیل اولین واکنش این افراد با رفتار غیر کلامیشان این است که بگویند من خوبم و به من آسیب نزنید حال امکان دارد این حرف را در رفتاری مانند خود شیفتگی، خشونت، حسادت، دروغگویی، غلبه کردن، طرد کردن، کنترل کردن و یا ایجاد وحشت نشان می دهد. بنابراین همه افراد در وضعیت روانی سالم نیستند که خیلی راحت با ما گفت و گو کنند و مسایل حل شود و وقتی مسایل مشترک است آدم ها بیشتر در قالبی قرار می گیرند که بخواهند از خود دفاع کنند چون نمی خواهند بپذیرند که ممکن است اشتباه کرده باشند در این شرایط باز هم باید از الگوی رفتاری قاطع استفاده کرد و وقتی به طور مثال فرد می گوید:" باز شروع کردی" ، موضوع را متناسب با موقعیت پیش ببریم و بگوییم که" داستان این نیست که من شروع کردم یا نه. من می خواهم بدانم راجع به این موضوع باید چه کار کنم"، و با گفتن اینکه "واقعا به نظر تو نیاز دارم" و اینکه " وقتی تو نظری می دهی  من با احساس امنیت بیشتری کار را انجام می دهم "و با حرکاتی مثل نوازش طرف مقابل می توان مقاومت را کم نمود.


باید در یک وضعیت "من خوبم، تو خوبی" با هم گفت و گو کنیم
 

او افزود: الگوی رفتار قاطع یک الگوی کلی است ولی باید در نظر گرفت که این الگو یک رفتار است و این رفتارها نیستند که در ما مهم هستند. رفتارها تنها به رویداد وضعیت روانی ما منجر می شوند که رویداد ظاهری هستند. وضعیت روانی ما از وضعیتی در درون ذهن و مغز ما می آید که به عوامل زیستی یعنی ژنتیک ما، ساختار مغزی ما، چیزی که امروز رخ می دهد، شخصیت ما که به دوران کودکی بر می گردد و فرهنگ اجتماعی و فرهنگی ما بستگی دارد پس برای برقراری ارتباط باید به موضوعات زیرین رفتار که عوامل زیستی روانی اجتماعی فرهنگی است باید توجه شود چون نشان می دهد این رفتار از کجا بر می خیزد و برای اینکه به موضوعات زیرین بپردازیم باید در یک وضعیت من خوبم تو خوبی با هم گفت و گو کنیم. به این نکته توجه کنید که وضعیت من خوبم تو خوبی، شعار کتاب های زرد روانشناسی نیست. روانشناسی زرد روانشناسی است که یک سری شعار دارد که نمی توانیم آنها را انجام دهیم. وضعیت من خوبم تو خوبی وضعیتی است که واقعا می تواند به وجود بیاید حتی وقتی ما با کسی سر و کار داریم که می خواهد بگوید من خوبم تو خوب نیستی. در شرایطی که اضطراب ما بیشتر باشد باید از خودمان مراقبت بیشتری کنیم و برای این مراقبت باید دیگری را نفی کنیم پس نمی توانیم در وضعیت تو خوبی من خوبم قرار بگیریم. بنابراین برای رفتار سالم باید روان سالم داشت، برای ارتباط زناشویی سالم یک رابطه مادر و فرزندی سالم نیاز به این است که یک روان سالم وجود داشته باشد.


ما نمی توانیم خشونت را بپذیریم چون نیاز به بقا داریم

او در پاسخ به این سوال که در مورد خشونت چه نوع الگوی رفتاری کمک کننده است؟ گفت: در مورد خشونت باید گفت که ما نمی توانیم خشونت را بپذیریم چون نیاز به بقا داریم و خشونت بقای ما را تهدید می کند بنابراین باید در مقابلش کاری انجام داد  ولی موضوع این است "چشم در برابر چشم" احتمالا همه دنیا را کور می کند. یعنی خشونت در مقابل خشونت فقط میزان آن را بیشتر می کند ما زمانی در مقابل خشونت از خود بی خود می شویم که به شدت ترس از آسیب دیدن داشته باشیم پس در مقابل هر خشمی که می تواند از یک صدای بلند باشد تا یک توهین من هم خشمگین شوم یعنی این خشم را پذیرفته ام و بسیار آسیب پذیرم.


همه انسان ها صحبت پذیر نیستند
او در مورد اینکه آیا در مورد خشونت فیزیکی هم باید از الگوی رفتار قاطع استفاده کرد؟ تصریح کرد: گاهی نه، چون وقتی فردی در حال خشونت فیزیکی است در شرایط بسیار بد روحی قرار گرفته که احتمالا چیزی را نمی شنود که بخواهد ارتباط برقرار کند در چنین مواردی می توان نقش یک والد کنترل گر را بازی کنیم و یا اینکه خیلی قاطع از طرف بخواهیم آرام بایستد و یا حتی زمان بدهیم که مقداری از خشمش فرو کش کند تا در شرایط بهتری ارتباط برقرار کنیم. باید در اینجا اضافه کنم که همه انسان ها صحبت پذیر نیستند. ما اگر طیفی را در نظر بگیریم که از یک انسان سالم تا یک فردی که دچار بیماری روانی است که با واقعیت های زندگی قطع ارتباط کرده و در میانه ین طیف  هم  افراد عصبی را در نظر بگیریم افراد یک جامعه با توجه به وضعیت های مختلف اجتماعی فرهنگی و زیستی در یک جایی از طیف قرار می گیرند بنابراین احتمال این وجود دارد که هر کدام از ما در روز با آدم هایی که بیماری روانی دارند مواجه شویم و نمی توان قاطعانه گفت که می توانیم این افراد را کنترل کنیم و وقتی با چنین فردی وارد ارتباط می شویم احتمال شکست بیشتری در این رابطه وجود دارد.


آدم ها در بهترین حالت هم به خودشان دروغ می گویند

بابایی زاد در خصوص اینکخ آیا الگوی رفتار قاطع، الگویی است در تمام موارد کاربرد دارد؟ اظهار داشت: این فقط یک الگو است و مطمئنا با توجه به موضوعات مختلف رفتارهای متفاوت را بروز می دهیم مثلا در بحث حسادت باید توجه کرد که زیر مساله ای به نام حسادت رقابت وجود دارد و زیر رقابت مقایسه است و زیر مقایسه احساس بازندگی است. بنابراین فرد حسود فردی است که طبق مکانیسم ذهنی که از طریق والد به کودک خود رسده است مدام خود را در حال رقابت با دیگران می بیند در حالی امکان دارد دیگران در شرایط رقابت با او نباشند در این شرایط اگر بازنده بوده و بهترین نبوده بازندگی خود را با حسادت نشان می دهد بنابراین وقتی فردی با ما حسادت می کند فقط حسادت نمی کند چون حسادت یک حس است، ممکن است در رفتار خود را نشان دهد مانند پشت سر گویی، خشونت و یا آسیب رساندن باشد. در مقابل ویژگی به عنوان حسادت باید کاری کرد که بتوان وارد رابطه گفت و گو شد البته اگر رابطه دارای اهمیت باشد ولی باید به این پرداخته شود که فرد مقابل واقعا با چه چیزی رقابت می کند و چرا در این رقابت احساس بازندگی می کند در واقع کار به این سادگی نیست چون آدم ها در بهترین حالت هم به خودشان دروغ می گویند و هر چقدر فرد از یک فرد سالم به سمت یک بیمار روانی می رود مکانیسم های دفاعی بیشتری دارد و گاهی فرد اسم رفتار حسادت را دلسوزی می گذارد.


در مقابل چنین آدمی باید ببنیم می توان کاری کرد که فرد رابطه بهتری در جنبه های دیگر با خودش پیدا کند آیا می توان نوازش رفتاری داشت که نیاز به مقایسه نباشد و وضعیت من خوبم تو خوبی را نشان فرد داد. اگر قرار باشد به طرفی که من حسادت می کند بفهمانیم که به ما حسادت می کند در واقع در سر منشاء رفتار او که رقابت است دست می گذاریم و او را تهدید می کنیم به همین دلیل او هم با حسادت خود بیشتر تاکید می کند که من بازنده نیستم.

ارسال برای یک دوست
۱۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.
  • لیلا جمعه, 5 تیر 1394 - ساعت : 15:44:28
    با سلام وسپاس فراوان از اقای دکتر علی بابایی زادومجری توانمند برنامه.من چند قسمت از برنامتون رو دیدم وبه قدری تحت تاثیر قرار گرفتم که به اطرافیان توصیه میکنم این برنامه رو حتما ببینندودرتلاشم که قسمت های قبل رو هم تهیه کنم وببینم.واقعا صحبت های اقای دکتر امیدوار کننده ودلنشینه,بازم ممنون از برنامه خوبتون.
  • عرفان بازرگان چهارشنبه, 27 خرداد 1394 - ساعت : 00:48:23
    با سلام وتشکر فراوان از آ قای دکتر بابایی زاد .آقای دکتر من خیلی دلم میخواد در رابطه مسائلی که در زندگیم هست از شما مشاوره وراهنمایی بگیرم آ قای دکتر از نظر روحی در شرایط خیلی بدی هستم و هیچ کس هم نیست کمکم کنه من فقط از طریق برنامه اردیبهشت به شما گوش میدم و واقعا از مطالبی که عنوان میکنید لذت میبرم شما بی نظیرید.من در زنجان زندگی میکنم ونمیدونم چطوری با شما ارتباط برقرار کنم .خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید شاید تونستم برای مواجهه با مشکلات عمیقی که دارم از شما یه راه حل یگیرم.بسیار ممنون میشم.
  • بیننده گرامی یکشنبه, 19 بهمن 1393 - ساعت : 01:47:22
    باعث افتخارن آقای دکتر من شدیدا علاقه مندم به برنامشون.احساس میکنم به خودم نزدیکتر شدم .همینطور واقع بین .ازتون ممنونم
  • رها دوشنبه, 15 دی 1393 - ساعت : 10:24:54
    با سلام و سپاس از اقای دکتر.من بعد از کلی مشکلات با همسرم حدودا یک سالی هست متوجه شدم مشکل از کجاست.البته از همون روزهای اول ازدواج هم میدونستم یه چیزایی باید درست باشه که نیست.ولی تو یک سال گذشته خودم متوجه شدم ما با هم نمیتونیم ارتباط درست و سالم داشته باشیم ولی نمیدونستم اسمش رو چی بزارم.تو این یک سال سعی کردم نغییراتی اول از همه در خودم ایجاد کنم.الان بعد از خوندن چند تا از کتاب های مهمی که در این حوزه هست و دیدن برنامه های شما حس خیلی خیلی خوبی دارم.چون فکر میکنم توی یه مسیر درست قرار گرفتم.وقتی میبینیم صحبت های شما چقدر برای من اشناست و همون چیزهاییه که باید بشنوم حس ارامش و امید پیدا میکنم.
  • فروغ دوشنبه, 17 آذر 1393 - ساعت : 15:45:54
    بسیار عالی هستن با سخن شیوا و صریح ادم رو.به چالش با خودش میکشونن تا ادم.سیاهچاله های درون خودش رو پیدا کنه و درصدد رفع اونها بکوشه.
  • مهناز شنبه, 28 تیر 1393 - ساعت : 15:39:55
    من برنامه های دکتر بابایی زاد را از كانل 4 برنامه اردیبهشت دیدم و با آقای دردآشنا شدم. ایشون فوق العاده در کارشون استاد هستند و من سپاسگزار م برای.

    برنامه های مفید سون و دانش و بیان شیواشون باز هم سپاسگزار ایشون و دیگر دست اندرکار برنامه اردیبهشت هستم