گفتگوی سلامانه با دکتر محمدی کنگرانی، روان‌پزشک:

دلیل خودکشی مردی که به دلیل اخراج از کار توسط باجناق‌هایش خودکشی کرد/ همسر مرد هم در خطر خودکشی است!

دلیل خودکشی مردی که به دلیل اخراج از کار توسط باجناق‌هایش خودکشی کرد/ همسر مرد هم در خطر خودکشی است!

سلامانه :در علم روان‌پزشکی، اختلالی به نام اختلال انطباقی وجود دارد. این اختلال زمانی اتفاق می‌افتد که فرد، در سوگ از دست دادن چیزی مانند شغل، پول یا فرد دیگری باشد.

 

دکتر حامد محمدی کنگرانی اعتقاد دارد که در فرهنگ ما، مرد، نان‌آور خانه محسوب می‌شود. یعنی کار کردن و تامین هزینه‌های خانواده، به‌نوعی اعتبار و مردانگی یک مرد را نشان می‌دهد. با این حساب، زمانی که مردی شغل خود را از دست می‌دهد، عملا حس می‌کند که قدرت، اقتدار و جایگاه خود را در خانواده از دست داده است.

 

این روانپزشک در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری «سلامانه»، گفت:«از دست دادن اعتبار، جایگاه و ارزش برای مردها، مهم‌تر از از دست دادن شغلشان است. حالا فکرش را بکنید که فردی مانند سوژه پرونده ما،‌ از یک طرف توسط باجناق‌های خود کارش را از دست داده، از یک طرف جایگاه و موقعیت خود را در خانواده خودش از دست داده و از طرف دیگر هم جایگاه، ارزش و شأن او در تمام فامیل زیر سوال رفته است؛ چون ممکن است با تحقیر از محل کار خانوادگی خود اخراج شده باشد.»

 

دکتر محمدی می‌افزاید:‌ «فردی که از محیط کار خانوادگی اخراج می‌شود، باید خود را برای برخوردهایی از جانب تمام فامیل،‌ آماده بکند. به‌همین خاطر هم چنین فردی به شدت در معرض اختلال انطباقی قرار دارد.»

 

وقتی از این مشاور خانواده پرسیدیم که منظور از اختلال انطباقی در اینجا چیست، پاسخ داد:‌ «اختلال انطباقی به‌معنای کنار نیامدن با شرایط ایجاد شده است که ممکن است در لحظه اتفاق بیفتد اما اثرات خود را در روزها بعد، نشان بدهد. معمولا فرد از زمانی که چنین اتفاقی برایش می‌افتد، در واکنش انکار به سر می‌برد و سپس وارد واکنش خشم می‌شود. مثلا این آقا موضوع اخراج را با همسر خود در میان گذاشته و احتمالا اولین توقع او هم این بوده که با واکنش همدردی، همدلی و حمایت از سوی همسرش مواجه بشود. زمانی که او احتمالا واکنشی مانند سرزنش یا تحقیر را از جانب شریک زندگی خود دیده، به دلیل شرایط بد روانی که در آن قرار داشته، تمام این واکنش‌ها را نوعی توهین نسبت به جایگاه،‌ شأن و ارزش خود در خانواده دیده است.»

 

حالا سوال اینجا است که چرا مواجهه با این واکنش باید منجر به خودکشی بشود؟ دکتر کنگرانی در این مورد معتقد است که خودکشی، نوعی واکنش دفاعی کنش‌نمایی است. یعنی فرد به‌صورت ناگهانی، خشم و احساس درونی خود را بدون صبر برای تخلیه آن با روشی درست،‌ به‌صورت آنی به اجرا درمی‌آورد. «خودکشی، خشمی است که ما می‌خواهیم آن را عملا به سمت فرد دیگری ابراز بکنیم ولی چون زورمان به آن فرد نمی‌رسد، به‌صورت یک واکنش دفاعی آن را بلافاصله به سمت خودمان برمی‌گردانیم و روی خودمان اجرایش می‌کنیم.»

 

این مشاور خانواده صحبت‌های خود را این‌طور ادامه می‌دهد:‌ «این کنش می‌تواند به صورت افسردگی مزمن بروز کند. درواقع ما می‌توانیم افسردگی را نوعی خشم معطوف به خود بدانیم. گاهی خشم می‌تواند به‌صورت پرتاب و شکستن اشیا هم باشد؛ اما شدیدترین نوع خشم یا کنش‌نمایی، دیگرکشی یا خودکشی است.» در این حالت، فرد مکانیسم‌های دفاعی خود را در برابر مشکلات ایجادشده از دست می‌دهد، حمایت خانوادگی خود را هم در شرایط بحرانی‌اش کاملا نابودشده می‌بیند و به این ترتیب، در یک لحظه و در یک واکنش سریع، اقدام به خودکشی واکنشی و تکانشی می‌کند.

 

دکتر محمدی اشاره‌ای هم به روش خودکشی داشتند: «اگر فرد از روش خودکشی خطرناک مانند تفنگ و دار زدن استفاده بکند، خیلی سریع زندگی خود را از دست می‌دهد و دیگر جایی برای پشیمانی هم برایش باقی نمی‌ماند. از آنجا که معمولا آقایان، بیشتر از روش‌های خودکشی خشن استفاده می‌کنند، بنابراین امکان مرگ‌ومیر ناشی از خودکشی در آنها بیشتر خواهد بود. در صورتی که امکان مردن با خودکشی به‌وسیله مصرف قرص، کمتر خواهد بود. به‌طور کلی، میزان خشم و ناراحتی افراد هم در انتخاب روش خودکشی آنها، موثر است».

هنگام گفتگو با دکتر محمدی، قدری از این خودکشی فاصله گرفتیم و از او پرسیدیم که آیا امکان ابتلا به ناراحتی‌های روان‌پزشکی و حتی خودکشی، در همسر این مرد هم وجود دارد یا نه؟ وی در این مورد گفت:‌ «به‌طور حتم، امکان ابتلا به عذاب وجدان، احساس غم و اندوه شدید و اختلال استرس پس از سانحه برای او وجود خواهد داشت.

 

این خانم از طرفی احساس گناه نسبت به رفتار خود با همسرش را خواهد داشت و از طرف دیگر، شاهد صحنه حلق‌آویز بودن شریک زندگی خود هم بوده است. به‌همین دلیل هم تمام اطرافیان این خانم باید با حمایت‌های روانی و عاطفی خود، مواظب باشند تا او دچار اختلال استرس پس از سانحه نشود». اگر بشود، چه می‌شود؟ «درمان این اختلال بسیار مشکل است. اگر این اختلال در کنار افسردگی برای چنین فردی اتفاق بیفتد، امکان فکر و عمل کردن به خودکشی هم برای او دور از ذهن نخواهد بود. افرادی مانند این خانم، به‌شدت به روان‌درمانی حمایتی و حمایت همه‌جانبه خانواده نیاز دارند و احتمالا، مراسم سوگ بسیار دشواری را هم پیش رو خواهند داشت. با این حساب، خانواده این خانم نباید یک لحظه هم چشم از او بردارند و درمان او را برای تخلیه هیجانی شدیدش، هرچه زودتر آغاز بکنند.» 

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.