سکوت قلب ها را باید شکست؛ طلاق عاطفی در کمین است

سلامانه : از اون روزی که خوشحال و شاد و با عشق و محبت با هم زندگی مشترک را آغاز کردیم خیلی نمی گذره، روزهایی متفاوت در زندگی که گرمای خانه مان برای همه مثال زدنی بود.

 کم کم روزهای گرم زندگی بدون هیچ علتی رو به سردی گرایید و فضای خشک و بی روح براحتی جایگزین آن همه عشق و محبت شد.

به تدریج با وجود داشتن فرزند دوری ما از هم بیشتر و بیشتر شد و فاصله ای میان ما شکاف زد که عمق اش ناپیدا و سرنخش نامعلوم بود.

اگرچه ابتدا احساس می کردیم شاید با حضور فرزند آن فضای گرم و صمیمی دوباره ایجاد می شود ولی توجه به کودک ما را بیشتر به او مشغول کرد و بیشتر از هم غافل.

اکنون که کمتر از هفت سال از زندگی مشترک ما گذشته آنچنان فضای سرد و بی روحی بر زندگی ما حاکم شده که آن را در ابتدای ازدواج به هیچ وجه در ذهن تصور نمی کردیم.

مدتهاست که فرصتی برای حرف زدن با هم را در برنامه روزانه نمی گنجانیم و هیچ سخن مشترکی جز امور بچه و مسائل اقتصادی و دیگر نیازهای روزمره نداریم.

مدتهاست که در باره احساساتمان با هم صحبت نمی کنیم و نسبت به میزان علاقه و محبت به همدیگر بیگانه هستیم و هیچ کدام از ما نمی داند دیگری چه دوست دارد و از چه چیزی خوشحال می شود و چقدر به او علاقه دارد!

این روایت، تصویر زندگی مشترک بسیاری از زوج هاست که بدون اینکه بدانند ˈطلاق عاطفیˈ در کمین زندگی شان است بی توجه به این مسئله به زندگی ادامه می دهند.

زندگی در این خانواده ها به روزهایی عادی تبدیل شده و رفته رفته و ندانسته از یکدیگر فاصله گرفته اند و روز به روز این فاصله بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که حتی ازدواج شان را نیز از یاد می برند.

اما اگر کمی تامل کنند بدون شک خواهند فهمید منشا و سرچشمه این همه بی تفاوت بودن نسبت به هم از چند مشاجره سر مسائل خرد و کوچک آغاز شده و اکنون با بی تفاوتی به همدیگر به مقوله ای بالاتر از مشاجره که ˈطلاق عاطفیˈ نامیده می شود تبدیل شده است.

یکی از مهمترین انواع طلاق، طلاق عاطفی است، رویدادی که در هیچ جا ثبت نمی شود و نمود عینی بیرونی ندارد اما خطرناکترین نوع طلاق است که ممکن است به جدایی همیشگی و طلاق ثبتی منجر شود.

شوربختانه این گونه از طلاق بیشتر در خانواده های دارای باورهای خاص و برخی عقاید نادرست و نگرش های منفی شکل می گیرد.

در این شرایط نگران کننده و آسیب زا افزون بر وارد شدن ضربه های روحی و روانی به زوج ها، زنان به سبب برخورداری از عواطف و احساسات بیشتر در معرض آسیب روحی قرار دارند و در این موقعیت زوج ها بنا به عوامل گوناگون به اجبار تن به ادامه زندگی با هم می دهند.

سرپرست مجتمع خدمات مشاوره ای بهزیستی ایلام در این مورد به خبرنگار ایرنا گفت: متاسفانه پایه بسیاری از طلاق های عاطفی در سال های نخستین ازدواج شکل می گیرد.

ˈمریم کریمیˈ افزود: این در حالیست که چنانچه زوج ها در همان ابتدای ازدواج و پیش از آغاز زندگی مشترک آموزش مهارت های زندگی و مشاور لازم را ببینند با این مشکل مهم مواجه نخواهند شد.

وی با بیان اینکه طلاق عاطفی تهدیدی جدی برای خانواده ها محسوب می شود، ادامه داد: متاسفانه رد پای طلاق عاطفی در بیشتر مشاوره هایی که زوج ها در این مرکز انجام می دهند، نمایان است.

وی بیان کرد: یکی از مهمترین مشکلات زوج ها که باعث ورود طلاق عاطفی در خانواده شده مشاجره های معمولی است که هنگام مشاوره با زوج ها این عامل براحتی دیده می شود.

وی اظهار کرد: این زوج ها در مشاجره ها نیز مهارت لازم نداشته و به جای اینکه راه حل مسئله را پیدا کنند دیگر مشکلات را نیز با آن درگیر می کنند.

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی افزود: چنانچه زوج ها از همان ابتدای زندگی آموزش های لازم را ببینند ازدواج شان بدون شک بیمه شده و توانایی حل مشکلات زندگی را براحتی خواهند داشت.

کارشناس واحد طلاق معاون امور اجتماعی بهزیستی ایلام نیز گفت: بیشترین میزان طلاق در جوامع سنتی و به علت وجود مردسالاری اتفاق می افتد.

ˈزهره شوهانیˈ افزود: از طرفی فقدان درک زوج ها، ابراز محبت نکردن به یکدیگر و مشاجره ها سرمنشا طلاق عاطفی در بین زوج ها و خانواده هاست.

وی ادامه داد: شوربختانه طلاق عاطفی در جوامع سنتی که از ضعف فرهنگی رنج می برد نمود بیشتری دارد.

این کارشناس مسائل اجتماعی طلاق ها را به شش گونه شامل طلاق عاطفی، طلاق قانونی، طلاق اقتصادی، طلاق هماهنگی میان والدین، طلاق اجتماعی و طلاق روانی تقسیم کرد.

شوهانی با بیان اینکه طلاق عاطفی سرچشمه انواع دیگر طلاق است، گفت: از میان شش طلاقی که اتفاق می افتد، طلاق های ردیف سه تا شش بیشتر گریبان زن را می گیرد و آسیب پذیری زنان در این سه مورد بیش از مرد است.

وی افزود: اگر برای انواع دیگر طلاق آمار و سند وجود دارد اما در مقابل برای طلاق عاطفی به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدهای اجتماعی هیچ آماری در دست نیست.

وی گفت: در طلاق عاطفی زندگی ها خاموش و خانوده ها توخالی است و زن و مرد در کنار هم به سردی زندگی می کنند و هیچ گاه تقاضای طلاق قانونی نمی کنند.

این کارشناس با بیان اینکه علت ادامه زندگی های سرد و خاموش به باورها و ارزش های فرهنگی جامعه باز می گردد، اضافه کرد: در یک خانواده توخالی اعضای آن به زندگی با یکدیگر ادامه می دهند ولی از روابط و کنش متقابل و از حمایت یکدیگر محروم هستند.

یکی دیگر از کارشناسان اجتماعی ایلام نیز گفت: متاسفانه برخی از زنان و مردان قدرت سازگاری با یکدیگر ندارند و به علت داشتن دو نوع سلیقه متفاوت هر کدام تلاش می کند نظر خود را به دیگری تحمیل کند.

ˈشهرزاد آرمدهˈ افزود: در این خانواده ها پیوند رفتاری زناشویی ضعیف است و در گفتمان ها با مشکل مواجه هستند.

وی گفت: بیشتر زوج هایی که با طلاق عاطفی مواجه هستند به سبب نداشتن مهارت های زندگی، مسائل کوچک زندگی خود را با لجبازی و مشاجره های بی مورد به مشکلات بزرگتر تبدیل می کنند.

وی اضافه کرد: در جوامع سنتی پذیرش طلاق قانونی برای زنان بسیار سنگین و سخت است و آنان مجبور به تحمل مشکلاتی می شوند که نتیجه آن طلاق عاطفی است.

این کارشناس اجتماعی ادامه داد: در خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی می شوند درگیری و مشاجره جانشین پیوندهای دوستانه شده و در حالی که زن و شوهر یکدیگر را تحمل می کنند فرزندان آسایش و آرامش ندارند.

آرمده گفت: پدر و مادر در این خانواده ها از لحاظ جنسی، اقتصادی و اجتماعی با بحران جدی مواجه می شوند.

وی اظهار کرد: در این موارد خانواده ها باید از مشاوره کمک و بهره گیرند چرا که بر پایه آمارهای موجود بسیاری از مشکلات این زوج ها ناچیز است اما به علت نداشتن مهارت های زندگی تبدیل به بحران های روحی نظیر طلاق عاطفی می شود.

یک کارشناس ارشد جامعه شناسی نیز معتقد است: در طلاق قانونی پیوندهای زناشویی به صورت رسمی بریده می شود ولی در طلاق عاطفی این روابط به صورت پنهان اتفاق می افتد.

ˈحیران پورنجفˈ افزود: در این نوع طلاق تعادل زندگی و ساختار خانواده به هم می خورد و زوج ها همچون بیگانه اما با هم زندگی می کنند.

وی ادامه داد: این نوع طلاق رشته پیوند زناشویی را از بین برده و اثرهای منفی آن بر روی فرزندان و اطرافیان بسیار زیاد و شدید خواهد بود.

وی با بیان اینکه در این نوع طلاق زوج ها از بعد روانی دچار مشکل می شوند، گفت: این زوج ها به علت اینکه از لحاظ عاطفی از هم جدا می شوند و تنها به عنوان همنشین در خانه با هم هستند و همدیگر را دوست ندارند در معرض مشکلات روحی و روانی قرار می گیرند.

وی اظهار کرد: در این گونه زندگی ها به سبب از بین رفتن عاطفه، خشونت در خانواده شکل می گیرد و کودکان نیز خشن و پرخاشگر بار می آیند.

پورنجف گفت: فرزندان این خانواده ها از حیث روانی دچار مشکل شده و رفتار خشونت آمیزی را که از پدر و مادر فرا گرفته اند در پیوندهای زناشویی آینده خود اعمال می کنند.

این مدرس دانشگاه افزود: در جوامع امروزی که فرآیند ازدواج به شکل فوری و با شتاب رخ می دهد متاسفانه به سبب فرهنگ خاص خانواده ها اجازه نمی دهند دختر و پسر در ارتباط با یکدیگر و فاصله زمانی کوتاه همدیگر را بیشتر بشناسند.

وی اضافه کرد: در این نوع ارتباط زوج ها پس از ورود به زندگی درگیر مشکلات مالی و غیره می شوند و آنچه را که هدفشان بوده به دست نمی آورند.

وی با بیان اینکه طلاق عاطفی زنگ خطری برای بنیان خانواده تلقی می شود، گفت: زنان در این زمینه بیشتر ضربه می خورند و به علت ترس از مسائل مالی، برچسب طلاق، نداشتن سرپناه و دوری از فرزندان تن به طلاق قانونی نمی دهند.

پورنجف افزود: در جوامع مردسالار درخواست عشق و عاطفه از سوی زنان ضد ارزش تلقی می شود و این مسئله موجب ایجاد خلا بین زوج شده در حالی که محبت فاصله بین زن و مرد را کمتر می کند.

وی طلاق عاطفی را بسیار خطرناکتر از طلاق رسمی خواند و افزود: زوج ها برای دور شدن از این نوع طلاق باید به مراکز مشاوره مراجعه کنند و با کمک کارشناسان مهارت های زندگی را فرا گیرند.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.