بچه‌های اضطراب

سلامانه : چند روز پیش در پارک با مادر و فرزندی برخوردم كه روابطشان خاص و عجیب بود. كودك، پسر 6 ساله‌ای بود كه هر چند دقیقه یكبار از بازی دست می‌كشید و سراغ مادر می‌آمد...

هفته نامه سلامت نوشت:

 او دست‌های مادرش را می‌بوسید و جمله‌هایی نظیر خیلی دوستت دارم را به كار می‌برد و می‌پرسید تو هم مرا دوست داری؟ جالب این بود كه مادر با نوعی احساس غرور به مادران دیگر می‌گفت كودك من خیلی قدرشناس است و خیلی خوب احساسات خود را ابراز می‌كند، خوش به حال همسر آینده‌اش!

پس از مدتی، ناگهان مادر از جای خود بلند شد و به پسرك گفت باید برگردیم و وقتی با اصرار كودك برای كمی‌ بیشتر بازی كردن روبرو شد، به او تشر زد و گفت: «من دیگر مادرت نیستم، من می‌رم مامان مینو می‌شم، می‌دونی كه اون چقدر منو دوست داره!» با شنیدن این جمله‌ها بود كه متوجه شدم چرا پسر خردسال آنقدر در پی گرفتن تایید از مادرش است. بچه‌ها به عشق بدون قید و شرط نیاز دارند تا احساس امنیت كنند و نباید كاری كنیم كه نگران از دست دادن توجه و محبت ما بزرگ‌ترها باشند.

شاید شما هم بچه‌هایی را دیده باشید كه مرتب در حال اندازه گرفتن میزان علاقه دیگران به خود هستند. گاهی این رفتارها در سایر حوزه‌های زندگی كودكان هم تكرار می‌شود، بچه‌هایی كه حاضرند برای نگه‌داشتن دوستان خود باج بدهند و هركاری می‌كنند كه تنها نباشند نیز مشكلاتی دارند. خیلی از این بچه‌ها حس می‌كنند وقتی خوب هستند كه دیگران آنها را تایید كنند. حتما قبول دارید ادامه این رفتار در بزرگسالی مشكلات زیادی را برای فرد ایجاد می‌كند. بچه‌هایی كه نگران بروز درگیری و دعوا بین بزرگ‌ترها هستند نیز مضطربند. بعضی بچه‌ها به لحن صدای بزرگ‌ترها هم حساس هستند و مرتب از والدین می‌خواهند با هم آشتی کنند و قهر نباشند. آنها اگر شاهد خشونت بین والدین باشند، مستعد ابتلا به اختلال‌های اضطرابی می‌شوند. اینگونه بچه‌ها حس می‌كنند، نمی‌توانند مانع درگیری والدین شوند و گاهی با نشان دادن یك مشكل رفتاری سعی می‌كنند دعوای بزرگ‌ترها را متوقف كنند حتی اگر به قیمت این تمام شود كه پدر و مادر با آنها دعوا كنند.خوب است در مواردی كه عصبانی هستیم و نمی‌توانیم خشم خود را كنترل كنیم، به بچه‌ها بگوییم: « ما ناراحتیم و ممكن است هنگام دعوا فریاد هم بزنیم اما بعد از مدتی دوباره با هم آشتی می‌كنیم. این دعوا به تو ربطی ندارد و ما نمی‌خواهیم تو وارد دعوای ما شوی.» متاسفانه گاهی والدین نه تنها این كار را انجام نمی‌‌دهند، بلكه سعی می‌كنند به فرزندشان این پیام را بدهند كه او باعث درگیری آنها شده است. در این موارد كودك احساس گناه می‌كند و ممكن است به بدرفتاری متوسل شود.

گاهی در درگیری بین بزرگ‌ترها، تهدید‌های مختلفی نظیر ترك خانه یا واژه طلاق به كار می‌رود كه بیشتر بچه‌ها را نگران می‌كند. آنها حس می‌كنند خیلی به حضور والد (اغلب مادر) نیاز دارند و اگر او نباشد، امكان ادامه زندگی هم وجود ندارد. با این تفاسیر، كودك چسبندگی بیشتری به مادر پیدا می‌كند و این كار زندگی را هم برای مادر و هم كودك دشوارتر می‌كند. كم نیستند مادرانی كه با این شكایت مراجعه می‌كنند كه «كودكم مثل سایه مرا تعقیب می‌كند. او همیشه باید جایی باشد كه مرا ببیند و حتی مجبورم در حمام یا دستشویی را هم باز بگذارم!» و این نشانه‌ها حكایت از اضطراب كودك دارد. گاهی مادر در حضور كودك می‌گوید اگر این بچه نبود، مجبور به ادامه این زندگی نبودم! این حرف‌ها هم حس مزاحم و ناخواسته بودن را به كودك القا می‌کند. نكته‌ مهم این است كه كودكانی که استعداد بیولوژیک اضطراب دارند، (یعنی بستگان آنها به اختلال‌ اضطرابی مبتلا هستند)، در این وضعیت آسیب بیشتری می‌بینند و به توجه و احساس امنیت بیشتری نیاز دارند.

پاسخ آداب تربیت به پرسش‌های شما

2 پسر نوجوان دارم. گذشته از دعواهایی که با هم دارند، مهم‌ترین مشکلم که اخیرا ایجاد شده مخدوش شدن رابطه‌مان است. ناتوان مانده‌ایم از یک گپ و گفت ساده و بی‌دعوا. از سیگاری شدن آنها، رفیق بد و...می‌ترسم. خواهش می‌كنم راهنمایی‌ام کنید. مادر اردلان و اشکان

اظهار عجز نکنید و خود را نبازید. یکی از مشكلات والدین امروز كه از مهم‌ترین جنبه‌های فرزندپروری هم محسوب می‌شود، ایجاد رابطه خوب با فرزندان است و این مساله، در دوران نوجوانی اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر شما از کودکی طبق قواعد تربیتی درست فرزندانتان را بار آورده‌اید، حالا نباید نگران شوید. کافی است جوی را در خانه به وجود آورید که هر کدام از اعضای خانواده بتوانند آزادانه درباره موضوعات مورد نظرشان بحث کنند. انعطاف‌پذیر باشید. در صورتی که بتوانید ارتباطی مناسب با آنها برقرار کنید، می‌توانید درمورد مسائل خاصی چون مصرف موادمخدر و ارتباط جنسی که از رفتارهای مهم و پرخطر دوران نوجوانی است، راحت‌تر و با موفقیت بهتری وارد بحث و مذاکره شوید. تحقیقات نشان داده است احتمال مصرف مواد مخدر در نوجوانانی که رك و واضح با والدین خود گفت‌وگو می‌کنند، کمتر است. برای بهبود ارتباط با نوجوان باید برای او وقت گذاشت. یافتن زمان مناسب برای این كار با این همه مشغله ساده نیست اما اختصاص دادن فقط چند دقیقه در روز برای گوش دادن فعال به نوجوانانتان می‌تواند برای شروع خوب باشد. زمانی را در نظر بگیرید که هر 2 فارغ و آزاد هستید. سعی کنید برای هر فرزند خود وقت اختصاصی بگذارید. ارتباط خوب شامل هر 2 حالت گوش کردن و صحبت است. در آغاز با او همدردی کنید. وظیفه شما گوش دادن و درک و فهم است نه قضاوت کردن. خودتان را به جای پسرهایتان بگذارید. قبل از آنکه لب به سخن بگشایید، فکر کنید، ممکن است لازم باشد قبل از پاسخ دادن تا 10 بشمارید. این كار به شما فرصت می‌دهد خود را آرام و از جنگ و جدل اجتناب کنید. علاقه به او را با توجه فعال و پرسیدن سوال‌های مناسب و بدون قضاوت نشان دهید. حتی زمانی که بحث راجع به موضوعات حساس و هیجانی است، بگذارید نوجوان بفهمد او را دوست دارید و مراقبش هستید. گفت‌وگو را با صحبت کردن راجع به اینکه چگونه می‌خواهید مشکل را حل کنید، مثبت کنید و مدام به اشتباه‌های گذشته فرزندانتان گریز نزنید.

 

2 دختر 6 و 5/8 ساله دارم. من اصلا اهل مقایسه بچه‌هایم با یکدیگر نیستم اما دختر بزرگم حسود شده و مدام مرا متهم به این كار می‌کند. آنها مدام با هم در جنگ‌اند. چه کنم؟186****0936

گاهی شما متوجه نیستید ولی ممکن است بچه‌ها را به دلایل گوناگون با یکدیگر مقایسه کنید. شاید فکر کنید چنین کاری کودک را شرمنده می‌کند و انگیزه‌‌ای می‌شود تا بهتر عمل کند اما برعکس، مقایسه کردن باعث ایجاد حسادت در بچه‌ها می‌شود و روابط بین آنها را خراب می‌کند. احساس کودک در زمان مقایسه شدن با خواهر یا برادر خود این است که او از من بهتر است اما من از او متنفرم. بهتر است کودک را به تنهایی و زمانی که کار خوبی انجام می‌دهد، تشویق کنید. با این کار به او می‌فهمانید در حال انجام یک کار با ارزش است. هرکدام از فرزندان شما علایق و شخصیت خاصی دارند. علایق و صفت‌های خوب آنها را تشویق و از مقایسه آنها خودداری كنید. سعی نکنید آنها را به رقابت با هم تحریک كنید. گفتن این جمله که: «آفرین! نقاشی و رنگ‌آمیزی‌ات را دوست دارم» بهتر از این است كه بگویید «آفرین! بهتر از سارا نقاشی می‌کنی.» اگر می‌خواهیم بچه‌ها جنگ و دعوا نکنند و برخوردی دوستانه با هم داشته باشند، باید به آنها مهارت‌های جدیدی را بیاموزیم که از طریق این مهارت‌ها بتوانند اختلاف‌ها و مشکلات را به طریق مثبتی حل کنند. نمی‌توانیم کودکانی تربیت کنیم که با هم اختلاف‌نظر نداشته باشند، همین‌طور که در روابط بزرگسالان نیز اختلاف و تعارض وجود دارد ولی آنها باید بیاموزند مشكلاتشان را طوری حل کنند که کمترین آسیب متوجه خود یا طرف مقابلشان شود و راه‌حل‌هایی پیدا کنند که برای هر دویشان خوب باشد. یکی از مهارت‌هایی که می‌تواند خیلی به این موضوع کمک کند، مهارت حل مساله است. پدر و مادر باید به بچه‌ها تصمیم‌گیری و مهارت حل مساله را بیاموزند. آنها باید یاد بگیرند تا در موقعیت‌های مختلف بتوانند راه‌حل ارائه دهند. برادرم با من قهر کرده چه باید بکنم؟ کتاب امانتی دوستم را گم کرده‌ام چه باید بکنم؟ می‌خواهم از مادرم عذر‌خواهی کنم چگونه این كار را انجام دهم؟ خیلی دلم می‌خواهد با دوستانم در تعطیلات آخر هفته به سینما بروم از چه راهی این موضوع را با آنها در میان بگذارم؟ به زودی روش آموزش این مهارت‌ها به بچه‌ها را در «آداب تربیت» بیان خواهیم کرد.

 

پسری یک سال و نیمه دارم که زمان‌هایی که در خانه هستیم دائم به من چسبیده و كنار من همه کارهایش را مثل بازی، غذا خوردن و تماشای کارتون انجام می‌دهد و اصلا نمی‌گذارد لحظه‌ای بدون او باشم. اگر محلش نگذارم، یا نق می‌زند یا لجبازی می‌کند ولی به محض آنکه نفر سومی به ما اضافه شود (غیراز پدرش) حتی اگر غریبه باشد، به سمت او می‌رود و دیگر به حرفم گوش نمی‌كند. حتی گاهی اجازه ورود من را به بازی‌شان هم نمی‌دهد. او با بیشتر غریبه‌ها راحت ارتباط برقرار می‌کند. آیا این رفتارها دارای مشکل است؟ 245****0912

اینكه هر بچه زیر2 سالی در موقعیت‌های جدید و در حضور پدر و مادر خود یا كسی كه مراقب دائمی او است و به او اطمینان دارد، سعی كند محرك‌هایی جدید را امتحان كند و بسنجد، كاملا طبیعی است. او چون مطمئن است مادر و پدر حضور دارند، خطر می‌كند كه كمی از آنها فاصله بگیرد و به آغوش دیگری برود. می‌توانید این موضوع را امتحان كنید؛ یعنی لباس بپوشید و بگویید من دارم می‌روم بیرون و الان برمی‌گردم، تا ببینید واكنش نشان می‌دهد و اعتراض می‌كند یا نه. اگر واكنش اعتراضی نشان داد یعنی دلبستگی كاملا ایمن دارد و بهتر است بلافاصله او را بغل كنید و با خود ببرید اما اگر اهمیتی به شما نداد، بهتر است بررسی شود كه چرا بدون حضور مطمئن شما حاضر است در آغوش دیگری بماند.

 

لطفا در مورد رفتار درست در مواقعی كه همسرمان كودك را تنبیه می‌كند یا در مقابل كار بد او واكنش نشان می‌دهد، صحبت كنید. من نمی‌دانم باید با كودك سرسنگین شوم یا نه؟ 752****0912

عملكرد یكسان و ثبات رفتاری زن و شوهر تضمین‌كننده موفقیت در روش‌های تربیتی است اما نباید به‌عنوان تنبیه از هیجان‌های بچه‌ها استفاده كنید. اگر پدر به‌خاطر یك رفتار اشتباه (دقت كنید رفتاری كه طبق قانون خانه شما اشتباه باشد نه اینكه حالا پدر به‌علت عصبانیت از كارفرما یا صاحبخانه ناگهان بچه را دعوا كند. البته حتی در این مورد هم نباید رفتار خاصی انجام دهید و بعد در وقت تنهایی از همسرتان بخواهید درست عمل كند چون بازخواست او در حضور كودك، زیرسوال بردن اقتدار هر دو نفر شماست در قانونگذاری) كودك را دعوا كرد و او دلخور یا گریه‌كنان آمد و گفت: «مامان! بغلم كن» شما نباید او را در آغوش بگیرید و بگویید چی شده چرا بچه‌ام رو دعوا كردی و... در مقابل هم نباید او را كنار بزنید و بگویید دیگه مامانت نیستم یا دوستت ندارم! سرسنگینی اگر در این حد باشد كه فعلا از دست تو عصبانی هستم چون رفتار بدی كردی، خوب است. روی عواطف دست نگذارید تا جو خانه را سنگین كنید چون او از اینكه ناتوان در میان 2 تا آدم بزرگ گیر كند، می‌ترسد و گفتن عبارت‌هایی مثل دوستت ندارم، بچه بد، آبرومون رو بردی و... به او صدمه می‌زند. روی این تاكید كنید كه كار یا رفتارش بد بوده: «عزیزم! من هم الان از این كار تو عصبانی‌ام. برو تو اتاقت نقاشی بكش یا خودت را مشغول كن تا آرام‌تر شوم. بعد می‌‌آییم با هم حرف می‌زنیم.»

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.