من تو را دوست دارم، تو اما...

سلامانه : انتخاب همسر، انتخابی مادام‌العمر است و با این انتخاب قرار است مرد و زن مدتی طولانی در كنار هم بمانند. در كنار هم ماندن، منوط به شرایطی است كه یكی از آنها داشتن سلامت روان دوطرف است...

هفته نامه سلامت نوشت:

حالا اگر فردی دچار اختلال‌های روانی بود، حق ازدواج دارد یا نه؟ و اگر حق ازدواج دارد چه مشكل‌‌هایی پیش‌روی او و همسرش وجود خواهد داشت؟

در عقدنامه‌ بندی وجود دارد كه در آن اشاره شده چنانچه یكی از طرفین به بیماری صعب‌العلاجی مبتلا باشد و آن را پنهان كند و این مساله به‌وسیله مراجع ذی‌صلاح و روان‌شناسان تایید شود، طلاق راحت و بدون هیچ‌ قید و شرطی امكان‌پذیر است ولی جدایی همیشه تبعاتی دارد پس با كمی آگاهی و دقت در انتخاب، می‌توان یا مانع از چنین ازدواجی شد یا به كمك پزشكان و مشاوران، آن را در مسیر درستی هدایت كرد بنابراین لازم است همه افراد قبل از ازدواج از نظر روانی بررسی شوند.

 

بیماری‌های روان‌شناختی به چند گروه طبقه‌بندی می‌شوند. اصولا اختلال‌های شخصیتی، غیرقابل?درمان یا كمتر قابل‌درمان‌اند و تا پایان عمر با فرد باقی می‌مانند. بیماری‌های اسكیزوفرنی، پارانویا، دوقطبی، شخصیت‌های مرزی و... جزو اختلال‌هایی هستند كه مبتلایان به آنها حتما باید مداوم تحت‌نظر روان‌پزشك باشند زیرا هرگز بهبود نمی‌یابند اما برخی دیگر از اختلال‌های روانی گذرا و قابل‌درمان هستند؛ مثل اختلال‌های افسردگی، اضطرابی، وسواسی و... تفاوت این اختلال‌ها با گروه اول در این است كه مبتلایان به آنها معمولا آزاری برای دیگران ندارند و در روند زندگی اختلال چندانی ایجاد نمی‌كنند و با درمان، بیماری كنترل می‌شود البته در دسته دوم نیز باید به شدت علایم بیماری توجه داشت.

پیامدهای ازدواج با مبتلایان به گروه اول بیماری‌های اعصاب و روان

متاسفانه برخی خانواده‌ها با اینكه به بیماری فرزندانشان واقف هستند، آن را پنهان می‌كنند تا شاید با ازدواج، فرزندشان بهبود یابد اما این تصور كاملا غلط است. ازدواج حتی در شرایطی كه همه چیز طبق روال عادی باشد، دغدغه‌های خاص خود را دارد، چه رسد به اینكه اختلال روانی یكی از طرفین بر آن افزوده شود. این مساله موضوع را بسیار بغرنج‌تر خواهدكرد. فرض كنید پسر یا دختر مبتلا به اختلال دوقطبی است و در اوج شادی و لذت،‌ ناگهان گریه می‌كند. این تغییر خلق غیرعادی و ناگهانی باعث تعجب همسر و اطرافیان می‌شود و همه آن را غیرعادی تلقی می‌كنند. گاهی خانواده‌ اسكیزوفرنی، پارانویا، توهم و هذیان یا وسواس آسیب و گزند را یك اختلال ساده می‌پندارند و هنگام ازدواج آن را لاپوشانی می‌كنند. حتی خود عروس یا داماد نیز به دلیل عشق و علاقه ابتدای آشنایی از این مشكل چشم‌پوشی می‌كنند و سیاست صبر و تحمل را در پیش می‌گیرد. مثال دیگر درباره شك و تردید مرد یا زن است. مثلا وقتی مردی همسرش را بیش از حد كنترل می‌كند، شاید این كار در ابتدای امر به دوست‌داشتن زیاد تلقی شود ولی در درازمدت مشكل‌های عدیده‌ای به وجود می‌آورد. با چنین بیمارانی زندگی كردن كاری بس دشوار است و بیشتر اوقات تبعات سنگینی دارد. ازدواج این گروه بیماران، صحیح نیست زیرا ظرفیت تحمل انسان‌ها با گذشت زمان و عادی شدن ارتباط، كمتر می‌شود و میزان عشق و خواستن فعلی، در آینده‌ای نه‌چندان دور تغییر خواهدكرد. از سوی دیگر، رفتار چنین بیمارانی كاملا غیرقابل‌ پیش‌بینی است و ممكن است گرفتاری‌های بسیاری ایجاد شود. ازدواج با این بیماران اصلا پیشنهاد نمی‌شود مگر در مواقعی خاص كه بیماری كاملا مهار و قابل‌كنترل باشد و خود بیمار بپذیرد هر چند وقت یكبار به پزشك مراجعه و همكاری كند. البته همسر نیز باید كاملا از این مساله آگاه و در روند درمان سهیم باشد.

 

پیامدهای ازدواج با مبتلایان به گروه دوم بیماری‌های اعصاب و روان

گروه دوم دچار اختلال‌های ساده و گذرا هستند. اختلال افسردگی كه امروزه از آن به عنوان سرماخوردگی روانی نیز یاد می‌شود، موانع چندانی در زندگی پدید نمی‌آورد. یك فرد افسرده خلق‌ پایینی دارد كه با مصرف دارو یا تغییر بعضی شرایط می‌‌توان آن را درمان كرد. اختلال‌های وسواسی و اضطرابی نیز مانند افسردگی جزو موانع ازدواج نیستند ولی قابل‌تعمق و تفكراند. شاید زندگی با یك فرد وسواسی، دشوارتر از زندگی با یك بیمار افسرده باشد.

این گروه از افراد می‌توانند ازدواج كنند ولی باید نوع بیماری، شدت آن و مدت زمان ابتلا مشخص شود. زندگی با یك فرد دچار وسواس فكری و عملی با زندگی با یك فرد مبتلا به وسواس شك و تردید كاملا متفاوت است بنابراین قبل ازدواج حتما باید همه شرایط بررسی شوند و زوج در مورد این موضوع آگاهی داشته باشند كه بیماری‌های روان‌شناختی ممكن است از طریق ارث به فرزندان منتقل شود. اختلال‌های روانی افراد در جلسه‌های مشاوره قبل ازدواج به راحتی قابل‌شناسایی است. روان‌شناس هرگز از لحاظ قانونی، شرعی، اخلاقی و روان‌‌شناختی نمی‌تواند كسی را از ازدواج منع كند و تنها كاری كه انجام می‌دهد آگاهی‌ دادن به طرفین است تا مشكل‌ها را بشناسند و در مسیری درست گام بردارند. حتی گاهی افراد مشكل‌های شخصیتی پنهان دارند و تست‌های روان‌شناختی این مشكل‌ها را نشان می‌دهد.

 

پیامدهای ازدواج با مبتلایان به بیماری‌های جنسی

افرادی كه دچار مشكل‌های جنسی هستند هم حق ازدواج دارند. مشكل‌های جنسی به شكل سردمزاجی و... است. البته بیماران ترانس كه از هویت خود ناراضی هستند، قادر به ازدواج نیستند ولی بقیه ممنوعیتی ندارند اما آنها نیز بعد از ورود به زندگی مشترك دچار مشكل‌ خواهندشد. افراد سردمزاج ممكن است بعد از ازدواج اصلا رابطه زناشویی برقرار نكنند. چنین وصلت‌هایی بدون رضایتمندی خواهد بود. افرادی با این مشکلات حق تشكیل خانواده دارند ولی قبل از اقدام به این كار باید درمان شوند. زندگی با این گروه دشواری‌های روانی، رفتاری، هیجانی و عاطفی زیادی دارد كه ایستایی در زندگی به وجود می‌آورد و خواه ناخواه به درگیری می‌انجامد و دوام زندگی را به مخاطره می‌اندازد. غیر از بیماران ترانس سایر اختلال‌های جنسی قابل‌درمان است.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.