گفت‌وگوی سلامانه با چهره‌ها

فریده صابری: جوان‌های دهه پنجاه مدل دیگری بودند/ موبایل نداشتن یک نعمت است

فریده صابری: جوان‌های دهه پنجاه مدل دیگری بودند/ موبایل نداشتن یک نعمت است

سلامانه، احمد محمد اسماعیلی: فریده صابری جزو بازیگران کم حاشیه و بدون سروصدای ما است که به دلیل همین خصوصیات محجوب بودنش کمتر از استحقاقش قدر دیده است. هرچند که کارنامه جمع‌وجور بازیگری‌اش پر و بار و غنی است و نقش‌های درجه‌یکی با بزرگان به‌خصوص در تئاتر کار کرده است. صابری دیپلم هنرستان عالی موسیقی را در سال ۱۳۴۷ دریافت کرد و هم‌زمان در رشتهٔ طبیعی از دبیرستان نراقی فارغ‌التحصیل شد. صابری دارای لیسانس کارگردانی و بازیگری از دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک ایران (در سال ۱۳۵۲) و درجه فوق‌لیسانس از دانشگاه ایندیانا در آمریکا (در سال ۱۳۵۵) است. وی در سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۶ دوره پانتومیم را در کشور آلمان گذراند. صابری بازیگری را در تئاتر با بزرگانی نظیر حمید سمندریان و رکن‌الدین خسروی شروع کرد. مارال (۱۳۷۹)، درد مشترک (۱۳۷۳)، روز شیطان (۱۳۷۳)، روز واقعه (۱۳۷۳)، اوینار (۱۳۷۰)، راز خنجر (۱۳۶۹)، نمایش الو تریا نوشته ساموئل بکت به کارگردانی وحید رهبانی، نمایش ایوانف نوشته ویلیام شکسپیر به کارگردانی اکبر زنجان‌پور، نمایش آقا محمدخان کالیگولا به کارگردانی سیروس شاملو، نمایش شام آخر نوشته و کارگردانی فرهاد آئیش، نمایش ریچارد سوم نوشته ویلیام شکسپیر به کارگردانی داود رشیدی، نمایش آوازخوان طاس نوشته اوژن یونسکو به کارگردانی مهدی فخیم زاده، نمایش وقت ناهاری به کارگردانی اسماعیل شنگله، نمایش لبخند باشکوه آقای گیل به کارگردانی رکن‌الدین خسروی، نمایش ملاقات بانوی سالخورده نوشته فردریک دورنمات به کارگردانی حمید سمندریان، مجموعه در قلب من به کارگردانی حمید لبخنده، مجموعه دلنوازان به کارگردانی حسین سهیلی زاده از جمله کارهای شاخص کارنامه کاری صابری هستند که با اغلب بزرگان نظیر مهدی فخیم زاده، بهروز افخمی و اکبر زنجانپور همکاری کرده است. با صابری درباره روند فعالیت‌هایش و مسائل مختلف اجتماعی و کاری‌اش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

آیا منتقد عادلی برای خودتان و بازی‌هایتان هستید؟

بله، نقاد خوبی برای اعمال و کارهایم هستم و نگاه واقع بیانه‌ای دارم و از نقد شدن هم نمی‌ترسم.

در دهه هشتاد نقش مادران را در سریال‌هایی مثل در قلب من و دلنوازان به شایستگی بازی کردید، جوانی شما در دهه چهل و پنجاه گذشت. جوان‌های آن روزگار چگونه فکر می‌کردند؟
 ما مدل دیگری بودیم. پدر و مادر من هر دوی‌شان شاغل بودند. منتهی دراواخردهه چهل جامعه تابع شرایط دیگری بود و قصه فرق می‌کرد و چند سال بعدش من در دهه پنجاه ازدواج کردم و صاحب پسری شدم. در آن دوران روابط خانوادگی عمیق و ریشه‌دارتر بود و پدر و مادرها فرصت بیشتری برای در کنار بچه‌ها بودن داشتند. هر موقع که از مدرسه به خانه می‌آمدیم مادر در خانه بود و اوضاع را مدیریت می‌کرد و بچه‌ها ساز جدایی را کوک نمی‌کردند.

 اواخر دهه چهل با افزایش درآمدهای نفتی ایران شاهد یک پوست‌اندازی و رشد زندگی مدرن و شهری بودیم؟
 درست است. وضعیت زندگی اغلب خانواده‌ها به لحاظ اقتصادی بهتر شده بود و تعداد دانشگاه‌ها، مراکز هنری و تئاتری روزبه‌روز بیشتر می‌شد و جوان‌ها فرصت و امکان تحصیل در رشته‌های هنری را بیشتر پیدا می‌کردند.

جنس مادری که در فاصله‌ها بازی کردید. با خواسته‌های نامعقول دخترانش مخالفت می‌کند و بسیار واقع‌بینانه رفتار می‌کند؟
من هیچ‌وقت عادت ندارم بیان کنم که فلان نقشم بهتر بود و جای کار بیشتری برایم داشت. در سریال در قلب من حمید لبخنده پیشنهاد بازی در نقش دیگری را ارائه کرده بود. من در جواب گفتم نقش این مادر که بعداً بازیش کردم برایم ملموس‌تر و قابل‌باورتر است و ایشان قبول کردند. این مادر درباره تصمیمات بچه‌هایش با اتکا به تجربیاتش تصمیمات درستی می‌گیرد. در زندگی عادی هم اغلب ازدواج‌های فامیلی در آینده برای بچه‌هایی که به دنیا می‌آیند ممکن است کلی مشکلات بیماری ژنتیکی به وجود بیاورد و درمان این بیماری‌ها هم به خانواده فشار می‌آورد و هم در کلیت به نفع جامعه نیست و مشکلات روحی و روانی هم به وجود می‌آورد. علم پزشکی هم اثبات کرده ازدواج‌های فامیلی چندان کار درستی نیست و بیشتر باید با افراد غریبه‌تر ازدواج کرد.

در سال‌هایی که به بازیگری مشغول هستید با بزرگان بازیگری مثل محمد مطیع، محمدعلی کشاورز، رضا کیانیان و دانیال حکیمی و سایرین همبازی بوده‌اید. همبازی بودن با کدام‌یک از این بازیگران برایتان جذابیت‌های بیشتری داشت؟
همه این بزرگانی که نام بردید. بازیگران همراهی بودند و به من کمک کرده‌اند. در تئاتر این ارتباط‌ها مستحکم‌تر و حرفه‌ای‌تر بوده است.

در کارنامه بازیگری‌تان بیشتر به کدام اثرتان علاقه دارید؟
من بازیگر کم‌کار و گزینه کاری هستم و تا نقشی را دوست نداشته باشم بازیش نمی‌کنم. در میان کارهایم به فیلم دفاع مقدسی و لطیف و انسانی اوینار ساخته شهرام اسدی است علاقه خاصی دارم. در تئاتر هم همه کارهایم درجه یک و درخشان بوده‌اند؛ اما نماش ایوانف که برای اکبر زنجانپور بازیش کردم واقعاً دوستش دارم و از یادم نمی‌رود. زنچانپور استاد اجرا بردن کارهای چخوفی است. در تلویزیون هم دو سریال دلنوازان و در قلب من برایم عزیز هستند.

 این روزها معمولاً چه‌کارهایی انجام می‌دهید؟
تایستان است و فصل سفر رفتن. مطالعه جزو لاینفک زندگی‌ام است و یک کتاب‌خوان حرفه‌ای هستم.

 آلان مشغول خواندن چه کتابی هستید؟
 کتاب جذاب و زیبایی بنی‌آدم محمود دولت‌آبادی را می‌خوانم. همیشه حتی مواقع که درگیر زندگی روزمره و مشکلاتش هستم ساعتی را در شبانه‌روز به خواندن کتاب اختصاص بدهم.

به فضای مجازی هم سری می‌زنید؟
توی نخ این کارها نیستم و علاقه‌ای هم ندارم. من حتی موبایل هم ندارم و شما هم برای تماس با من با توجه به اینکه از منزل قبلی اسباب‌کشی کرده بودم. کلی گشتید تا تلفن منزل جدیدم را پیدا کردید. خوبی موبایل نداشتن این است که کسی از شما انتظار ندارد چرا جواب تلفن‌هایش را نداده‌اید و هر آن در دسترس نیستید که بخواهید به اطرافیان حساب پس بدهید کجا هستید و چه‌کار می‌کنید. تلفن زدن از تلفن عمومی هم جذابیت‌های خاص خودش را به همراه در صف ایستادن و دوریالی پیدا کردن داشت و این روزها دیگر چنین اتفاقاتی رخ نمی‌دهد و کسی پشت کیوسک‌های تلفن صف نایستاده است.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.