رزیتا غفاری: می ترسیدم شوهرم کمتر دوستم داشته باشد

سلامانه : رزیتا غفاری از جمله بازیگرانی است که همیشه آهسته و پیوسته حرکت کرده و خیلی دنبال هیاهو نبوده چون زندگی خانوادگی‌اش برایش اهمیت بیشتری داشته است. وی یک دختر دارد که بسیار به او علاقه‌مند است. رزیتا غفاری در این گفت‌وگو از تجربه مادر شدن برایمان گفته است.

زندگی مثبت نوشت:

قبل از اینکه بچه‌دار شوید چه تصوری از مادر شدن داشتید؟

مسلما این حس و تصوری که الان دارم را نداشتم و بچه را چون فقط دوست داشتم بچه‌دار شوم می‌خواستم و نمی‌دانستم چه مسئولیت و عشق و محبتی برای مادر شدن لازم است.

مادر شدن برایتان بیشتر حس ترس را به دنبال داشت یا شادی؟

من اصلا احساس ترس نداشتم فقط چون همسرم را خیلی دوست داشتم نگران این بودم که محبت او نسبت به من کم شود که اصلا این اتفاق نیفتاد چون به نظرم نوع دوست‌داشتن‌ها با یکدیگر متفاوت است و الان هر 3 نفر ما کنار یکدیگر بسیار شادیم.

دوست داشتید فرزندتان دختر باشد یا پسر؟ 

دوست داشتم دختر باشد. درواقع هم من و هم همسرم دختر دوست داشتیم.

اسم هم برایش انتخاب کرده بودید؟

بله، هر دوی ما خیلی دوست داشتیم یک اسم ساده و زیبا باشد که در ذهن هم بماند. برای همین تارا را انتخاب کردیم که به نظرم اسم ساده و زیبایی است.

خانم غفاری! برای اولین بار که کودکتان را بغل کردید چه حسی داشتید؟

خیلی حس خوبی بود. انگار تمام خستگی‌های من و همسرم از بین رفت.

با بچه‌دار شدن چه چیزهایی در خانه شما عوض شد؟

به هر حال وقتی شما بچه‌دار می‌شوید دیگر برای خودتان خلوتی ندارید. البته می‌شود گفت یک جاهایی هم خوب است. مثلا تارا خیلی دختر شلوغ و پرجنب‌وجوشی است و برای همین خانه ما اصلا ساکت و خلوت نمی‌شود.

برای اینکه ارتباط بهتری با فرزندتان داشته باشید چه می‌کنید؟

به نظر من باید با بچه دوست بود. من و همسرم تلاش می‌کنیم تارا را انسان بار بیاوریم و او را طوری تربیت ‌کنیم که به ما دروغ نگوید و با ما راحت باشد. همچنین سعی می‌کنیم او از سنش بزرگ‌تر نشود و تا جایی که می‌شود کودکی‌اش را کند. ما می‌خواهیم تارا عاشق زندگی باشد و خوشبختانه این اتفاق در وجودش هست. او یک دختر شاد و پر از شور و عاشق زندگی است و من احساس می‌کنم که در تربیتش موفق بوده‌ایم. 

مسئولیت فرزند داشتن چقدر برایتان سخت یا آسان است؟

این مسئولیت خیلی دشوار است به‌خصوص با این مسائل و مشکلاتی که در دنیای امروز ما وجود دارد.

با مشغله‌ای که دارید می‌توانید برای تارا چقدر وقت بگذارید؟ 

سعی می‌کنم تا جایی که می?توانم زمان‌هایی را که هستم برایش وقت بگذارم. من خیلی از کارها را به خاطر تارا رد کردم به‌خصوص کارهایی را که باید به شهرهای دیگر می‌رفتم ولی الان و بعد از مدت‌ها چون تارا دیگر بزرگ شده است کاری را برای شبکه 3 قبول کرده‌ام که مجبورم برای تصویربرداری حدود یک ماه به شمال کشور بروم. طبیعتا این جدایی هم برای من و هم برای تارا سخت است اما به هر حال مجبور شدم که بپذیرم. البته احساس می‌کنم تارا حالا راحت‌تر می‌تواند شرایط کاری من را درک کند. خوشبختانه چون تارا دختر اجتماعی‌ای است و روابط خوبی با خانواده‌های من و همسرم دارد خیالم آسوده است و می‌دانم که از پس این دوری برمی‌آید.

زمانی که بچه‌دار شدید رابطه‌تان با همسرتان تا چه حد تغییر کرد؟

به نظرم رابطه من و همسرم محکم‌تر شده است و به هم وابسته‌تر شده‌ایم و کانون خانوادگی ما نسبت به گذشته گرم‌تر شده است.

آیا همسرتان در امور فرزندتان به شما کمک می‌کند؟

خیلی. چون من و همسرم با یکدیگر همکار هستیم خیلی خوب شرایط یکدیگر را درک می‌کنیم و به همین دلیل سعی می‌کنیم در تمام کارها به یکدیگر کمک کنیم.

چقدر با همسرتان در مورد تربیت تارا تفاهم دارید؟

طبیعی است همیشه اختلاف بین پدرها و مادرها در مورد نحوه تربیت فرزندشان وجود دارد ولی چون هدف یکی است زیاد دچار اختلاف نمی‌شویم. ما از لحاظ فرهنگی به هم نزدیک هستیم و این نزدیکی فرهنگی در این مورد بسیار به ما کمک کرده و برایمان راهگشا بوده است. 

ایرانی ها دوست دارند، بچه‌هایشان در ایران بزرگ شوند 

من و همسرم سال‌ها در کشور کانادا زندگی کردیم و توانستیم در رشته تحصیلی و کاری خودمان که سال‌ها در ایران روی آن زحمت کشیده بودیم، هم ادامه تحصیل بدهیم و هم کار کنیم. کانادا یی?ها انسان‌های شریف و محترمی بودند که در دوران غربت خیلی به من کمک کردند و مونسم بودند. اما ایرانی?ها در آنجا خیلی مشکل دارند. بیشتر آنها برای کار به کانادا مهاجرت کرده‌اند. ضمن اینکه دوست دارند به کشورشان برگردند و بچه‌هایشان را در ایران بزرگ کنند چون فرهنگ آنها به‌خصوص در مورد تربیت بچه با ما بسیار متفاوت است.

ارسال برای یک دوست
۰ ۱ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.