تختخواب ۳ نفره درست نکنید

سلامانه : به دنیا آمدن فرزند تاثیر‌های پیدا و ناپیدای زیادی روی رابطه زناشویی می‌گذارد. درست مانند سیمان بین دو آجر هم رابطه بین آنها را محکم‌تر می‌کند، هم بین آنها فاصله می‌اندازد...

زندگی مثبت نوشت:

 بچه‌ها حکایت عجیبی هستند. با به دنیا آمدنشان نقش‌ها تغییر می‌کنند؛ اسم زن پس از آن «مادر» می‌شود و اسم شوهر هم می‌شود «پدر». دیگر از آن خلوت 2 نفره خبری نیست. حتی هدف‌های زندگی مشترک هم تغییر می‌کنند. فرزندان نقش تعیین‌کننده‌ای در برنامه‌ریزی‌های درازمدت زندگی دارند. گویی حضور پررنگشان همه جا حس می‌شود. بخشی از آن البته مربوط به تاثیر گریزناپذیر فرزندان روی ارتباط زناشویی است، اما این همه داستان نیست. 

 

وابستگی بیمارگونه به بچه

گاهی به دنیا آمدن فرزندان، در صورت آگاه نبودن پدر و مادر از چگونگی برخورد با این شرایط جدید، می‌تواند تاثیر‌های مخرب زیادی‌ روی رابطه زناشویی بگذارد. متاسفانه در جامعه ما وابستگی بیمارگونه‌ای بین مادرها و فرزندان وجود دارد. این وابستگی با گذر زمان دوطرفه می‌شود بنابراین همه هویت و هدف زندگی‌ مادران در فرزندشان خلاصه و فرزند هم به یک موجود وابسته تبدیل می‌شود که توانایی استقلال و زندگی مولد در جامعه را ندارد. این وابستگی بیمارگونه به نفع هیچ‌کس نیست. هم مادر قربانی می‌شود و هم فرزند. گذشته از اینکه در این میان قربانی دیگری هم به نام پدر وجود دارد. مردی که دیگر در اولویت نیست. فرد دیگری به نام فرزند جایش را گرفته است. فرزندی که حتی شب‌ها بین آنها می‌خوابد و خلوت آنها را به هم زده است. 

این خشم نهفته در پدر نسبت به فرزند به شیوه‌های غیرمستقیم ‌خود را نشان می‌دهد. چه همان زمان و چه در آینده‌ای دور. زن و مرد باید پیش از بچه‌دار شدن آمادگی لازم روانی پیدا کنند. 

 

فراموشی همسر

زن ومرد باید همیشه یادشان باشد که قرار نیست پدر و مادر شدن چیزی از نقش همسری آنها کم کند. آنها در عین حال که با به دنیا آمدن فرزند هدف‌های بیشتری پیدا کرده‌اند، همچنان لازم است در جستجوی هدف‌های شخصی‌تر و ارتباط با همدیگر باشند، زمان‌هایی را برای خودشان بگذارند و اجازه ندهند فکر فرزند در همه مناسبات ارتباطی‌شان سایه بیندازد. 

 

جدایی از 6?ماهگی

توصیه می‌شود محل خواب فرزند در 6 ماهگی جدا شود. اگر در این زمان جداسازی انجام نشود، پس از آن به دلیل مقاومت شدید فرزند خیلی سخت می‌شود. من بچه‌های زیادی را می‌بینم که حتی تا سن مدرسه در اتاق خواب پدر و مادرشان می‌خوابند. بچه‌ها باید از همان کودکی آموزش ببینند و بفهمند بین پدر و مادر روابط خصوصی ویژه‌ای هست که به آنها ارتباطی ندارد. این اولین قانون سفت و سختی است که بچه‌ها با آن روبرو می‌شوند. پدر و مادر‌هایی که اجرای این اولین قانون را جدی نمی‌گیرند و به فرزندشان اجازه خوابیدن در حریم خصوصی خود را می‌دهند، بدترین آسیب را به تربیت فرزندشان می‌زنند و قانون‌شکنی را به او می‌آموزند. اینها معمولا همان‌هایی می‌شوند که در نوجوانی هیچ محدودیت و قانونی را نمی‌پذیرند، رفتارهای ضداجتماعی نشان می‌دهند و گاهی به مصرف مواد رو می‌آورند. فرزندان باید با جدیت بیاموزند که هنگام ورود به اتاق پدر و مادر در بزنند و تا اجازه صادر نشده، وارد نشوند. این اولین قانونی است که آنها باید در زندگی‌شان از پدر و مادر بیاموزند. مساله بعدی وابستگی روانی مادر‌ها به فرزندشان است که گاهی خودشان هم از این وابستگی بی‌خبرند. وقتی از مراجعانم که مادر هستند می‌پرسم آیا به فرزندت وابستگی داری، بسیاری از آنها پاسخ منفی می‌دهند ولی وقتی از همان‌ها می‌پرسم کمی‌ از خودت، هدف‌هایت و آرزوهایت بگو به‌طور شگفت‌انگیزی همه صحبت‌هایشان پیرامون فرزندشان است.

 

راهکار چیست؟

یکی از شیوه‌های درمانی این است که از آنها می‌خواهم نیم ساعت در روز خودشان را بدون فرزندشان در نظر بگیرند و در مورد انگیزه‌ها و هدف‌های شخصی‌شان فکر کنند و آنها را بنویسند. این تمرین کمک زیادی به مراجعانم در پیدا کردن هویت خودشان و بالا بردن اعتماد‌به‌نفسشان داشته است. طبیعی است که مرد و زنی که بیشتر پدر و مادر باشند تا زن و شوهر، نمی‌توانند رابطه زناشویی خوبی داشته باشند. فرزند باید چیزی به رابطه آنها اضافه کند نه اینکه چیزی کم کند. در آخر مورد دیگری که نباید از آن غافل شویم این است که گاهی مرد یا زن مشکل جنسی‌شان را به حضور فرزند نسبت می‌دهند اما باید آگاه باشیم که همیشه این فرزندان نیستند که در رابطه زناشویی اختلال ایجاد کرده‌اند؛ گاهی خود ما مشکلات خودمان را که به دلیل‌های دیگری ایجاد شده است، گردن آنها می‌اندازیم!

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.