حال من دست خودم نیست

سلامانه : «تکانه» یا «ایمپالس» عبارت است از میل شدید، خواسته یا وسوسه برای انجام کاری که فرد اغلب تمایل دارد آن را فورا انجام دهد و تجربه کند. وقتی فردی تکانه‌ای را برای انجام یک کار تجربه می‌کند، باید تصمیم بگیرد به این خواسته یا وسوسه عمل کند یا نه...

هفته نامه سلامت نوشت:

 متاسفانه افراد دچار اختلال تکانه، قدرت کافی در کنترل و مهار تکانه ندارند و وسوسه‌های غیرعادی ممکن است حتی مشکلات قانونی را برای آنها به وجود آورد.

 

بخش‌های مختلفی از مغز در بروز تکانه‌ها و کنترل آنها نقش دارند. ایجاد تکانه‌ها با مناطق قدیمی‌تر مغز مانند سیستم لیمبیک مرتبط است که عملکردشان با حافظه و هیجان‌ها مربوط است. وقتی تکانه‌ها در ذهن تجربه می‌شود، بخش‌های بالاتر مغز، مانند قشر جلوی پیشانی که مسئول عملکرد اجرایی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای انجام کار است، وارد عمل می‌شود تا بتواند اجرای این تکانه‌ها را مدیریت کند. ممکن است در برخی شرایط، کنترل تکانه مختل شود و درست عمل نکند، در این شرایط، بخش‌هایی از مغز که مسئول کنترل و مهار تکانه‌ها هستند، عملکرد کافی و درست ندارند. در این مواقع فرد قادر نیست سود و زیان کاری که میل به انجام آن دارد، در کوتاه‌مدت و بلندمدت بسنجد، برای انجام تکانه برنامه‌ریزی کند، آن را تعدیل کند یا به تعویق بیندازد. این امر باعث می‌شود فرد به اصطلاح تکانشی عمل کند که می‌تواند برای خودش یا دیگران زیان‌آور باشد.


احتمال بروز اختلال تکانشی

وقتی فرد در معرض هیجان‌های زیاد باشد یا اتفاق‌هایی را تجربه کند که تاثیر عاطفی شدیدی بر او بگذارد یا در هر حالتی که به‌اصطلاح منجر به نوعی بحران روانی و عاطفی شود، به‌طور موقت و گذرا در میزان و کیفیت کنترل بر تکانه‌های مختلفی که تجربه می‌کند، اختلال ایجاد می‌شود. البته انتظار نداریم یک فرد سالم با کوچک‌ترین حادثه یا اتفاق ناخوشایندی کنترل خود بر تکانه‌ها را از دست بدهد یا این اتفاق مکرر برایش پیش بیاید و باعث ایجاد اختلال در روابط او با دیگران یا عملکردش شود یا برای خودش یا دیگران ایجاد ناراحتی کند. اگر ناتوانی در کنترل تکانه تکرار شود و عملکرد فردی، اجتماعی و شغلی‌اش را مختل یا برای خود فرد ناراحتی ایجاد کند باید به دنبال علت و درمان آن باشیم.

همراهی اختلالات روان‌پزشکی

اختلال‌های روان‌پزشکی مختلف ممکن است در کنار علایم خاص خود، بر توانایی کنترل تکانه فرد تاثیر منفی بگذارند. مثلا فردی که دچار اختلال دوقطبی است و دوره‌ شیدایی یا مانیا را تجربه می‌کند، اغلب دچار اختلال در قضاوت است و ممکن است نتواند درباره‌ موضوع یا موقعیتی درست قضاوت کند و در این شرایط، توانایی کنترل صحیح تکانه‌هایش را نداشته باشد و رفتارهای تکانشی انجام بدهد. در اختلال‌های دیگر مانند اختلال عدم ‌تمرکز بیش‌فعالی نیز رفتارهای تکانشی دیده می‌شود که جزو علایم اصلی این اختلال است. همچنین در بعضی از اختلال‌های شخصیت مانند اختلال شخصیت مرزی که با اختلال در تنظیم هیجان‌ها مشخص می‌شوند، ممکن است میزان بالای هیجان‌هایی که فرد در بعضی موقعیت‌ها مانند احساس طرد شدن در روابط بین‌فردی تجربه می‌کند، باعث شود رفتار تکانشی نشان دهد.

وقتی به‌طور خاص از «اختلالات کنترل تکانه» صحبت می‌شود، گروهی خاص از اختلال‌های روان‌پزشکی مدنظر است که مشخصه‌ اصلی‌شان ناتوانی در کنترل تکانه است. درواقع، اختلال‌های کنترل تکانه، اختلال‌هایی هستند که به‌طور خاص با ناتوانی فرد در کنترل تکانه‌ها مشخص و منجر به اختلال عملکرد یا احساس ناراحتی می‌شوند. این مساله همراه با علایم سایر اختلال‌های روان‌پزشکی که به برخی از آنها اشاره کردیم، نیست.

 

کاهش تنش با عمل به تکانه

افراد دچار اختلال کنترل تکانه، میل یا وسوسه‌ای شدید برای انجام کاری را تجربه می‌کنند که می‌تواند تنش‌زا باشد. مثلا فردی که تکانه‌ای را برای کندن موی خود تجربه می‌کند، اگر عمل کردن به این تکانه را به تاخیر بیندازد، احساس تنش می‌کند که او را به نوعی به سمت انجام این کار سوق می‌دهد. گاهی این میل با یک لذت پیشاپیش برای عملی که می‌خواهد انجام بدهد، توام است. بعد از عمل به تکانه، ابتدا تنش و میل شدید فرد کاهش می‌یابد و احساس آرامش می‌کند ولی خیلی وقت‌ها بعد از آن احساس شرم و پشیمانی سراغ فرد می‌آید.

انواع اختلال‌های کنترل تکانه

مهم‌ترین اختلال‌های کنترل تکانه عبارتند از:

اختلال انفجاری متناوب: در این شکل از اختلال کنترل تکانه، فرد دچار حمله‌های دوره‌ای خشم و پرخاشگری می‌شود و این حمله‌های خشم و پرخاشگری اصلا تناسبی با عامل پدیدآورنده‌اش ندارد، یعنی یک اتفاق ناخوشایند ساده که می‌توانست با آرامش حل و فصل شود، منجر به خشم زیاد و خشونت کلامی یا فیزیکی یا آسیب زدن به دیگری یا اموال او می‌شود.

اختلال کندن مو یا تریکوتیلومانیا: افراد دچار این اختلال میل شدیدی برای بازی با موهای سر، ‌صورت و ابروی خود و کندن آنها دارند درنهایت آنها را می‌کنند. بعد از کندن مو به‌طور موقت احساس آرامش پیدا می‌کنند. این اختلال در طبقه‌بندی جدید اختلال‌های روان‌پزشکی از اختلال‌های کنترل تکانه خارج شده و به‌دلیل شباهت‌هایی که با اختلال وسواس دارد، در دسته‌ اختلال‌های وسواسی‌-اجباری قرار گرفته است.

جنون دزدی: افراد دچار این نوع اختلال کنترل تکانه، میلی بیمارگونه به دزدی دارند و اشیایی را می‌دزدند که مورد نیاز آنها نیست یا ممکن‌است قیمت قابل‌توجهی هم نداشته باشد و قادر به پرداخت بهای آن هم باشند. درواقع، در این افراد دزدی را به قصد رفع نیازهای خود یا به دست آوردن مال و اموال انجام نمی‌دهند، بلکه در آنها تکانه‌ای بیمارگونه برای سرقت‌های مکرر وجود دارد که قادر به کنترل آن نیستند و ممکن است به این دلیل مشکلات قانونی هم پیدا کنند.

جنون آتش‌افروزی: این افراد میل و تکانه‌ای شدید برای روشن کردن آتش، بازی با آن یا نگاه به آتش دارند و قادر به کنترل آن نیستند. ممکن است این اختلال باعث آتش‌سوزی‌های محدود یا گسترده بشود.

قمار بیمارگونه: در قمار فرد وارد یک بازی مداوم برد و باخت می‌شود و ممکن است کاملا کنترل از دستش خارج شود و آنقدر اشتغال ذهنی شدیدی نسبت به آن پیدا کند که تمام اموال خود را در این راه بگذارد. فرد با هر بردی دچار احساس هیجان و رضایت زیاد می‌شود و با هر باختی هم امیدوار است که در قمار بعدی بتواند آن را جبران کند. با این ترتیب، وارد چرخه‌ای از قمار و برد و باخت می‌شود و ممکن است توانایی کنترل این تکانه را از دست بدهد و قادر نباشد جلوی این میل را بگیرد. قمار بیمارگونه شباهت زیادی به اعتیاد و رفتارهای اعتیادی دارد و به همین دلیل در طبقه‌بندی جدید اختلال‌های روان‌پزشکی به گروه بیماری‌های اعتیادی منتقل شده است. همان‌طور که معتاد مدام باید میزان ماده‌ مصرفی را بالا ببرد، در قماربازی بیمارگون نیز فرد مکرر قمار می‌کند و ممکن ا ست به‌تدریج دفعات و مبلغی که در قمار می‌گذارد، بیشتر و بیشتر شود. علاوه بر گروه‌های اصلی این اختلال، اختلال‌های دیگری نیز در این طبقه قرار می‌گیرند؛ اعتیاد به اینترنت، اعتیاد جنسی، خرید وسواسی و بیمارگونه نیز در گروه اختلال‌های کنترل تکانه طبقه‌بندی می‌شوند.

درمان اختلال تکانه پیچیده است

درمان این افراد پیچیده است. یکی از مشکلات درمان این اختلال‌ها این است که خیلی وقت‌ها بیماران به‌دلیل احساس شرم از علایمی که نشان می‌دهند یا به دلیل اینکه نمی‌دانند این رفتارها ناشی از نوعی اختلال و بیماری است، تا مدت‌ها به متخصصان سلامت روان مراجعه نمی‌کنند و ممکن است از زمان شروع علایم، سال‌ها بگذرد تا به روان‌پزشک مراجعه کنند. ممکن است استفاده از روان‌درمانی‌های تحلیلی به فرد کمک کند تا بخشی از روانش که مسئول مدیریت عملکرد مغز است و به اصطلاح به آن «ایگو» گفته می‌شود، تقویت شود. درواقع، براساس نظریه روانکاوی، در این افراد ایگو به اندازه‌ کافی رشد پیدا نکرده و ضعف آن منجر به ناتوانی در کنترل تکانه‌ها می‌شود. در درمان شناختی‌-رفتاری که نوع دیگری از روان‌درمانی‌هاست، به فرد کمک می‌شود تا ارتباط بین موقعیت‌هایی را که تکانه‌ها در وی بروز می‌کند، با افکار، احساسات و رفتارهایی که بروز می‌دهد، بشناسد و به او کمک می‌شود تا هم عوامل شناختی مرتبط با افکار فرد در این موقعیت‌ها را بشناسد و اصلاح کند و هم از نظر رفتاری روش‌های رفتاری جایگزین یا اصلاح‌کننده را به جای عمل به تکانه‌ها به کار ببرد. علاوه بر روان‌درمانی‌ها، درمان‌های دارویی هم می‌توانند به این بیماران کمک کنند. رایج‌ترین داروهایی که برای درمان این اختلال‌ها پیشنهاد شده‌اند، داروهایی هستند که بر عملکرد سیستم سروتونینی مغز تاثیر دارند. سروتونین، یکی از مهم‌ترین عوامل شیمیایی است که در کنترل تکانه موثر شناخته شده است. کمبود این ماده در مغز و مایع مغزی‌-نخاعی، یکی از علل مطرح‌شده برای اختلال‌های کنترل تکانه است. ممکن است داروهای دیگر مانند داروهای ضدتشنج و تثبیت‌کننده‌ خلق یا داروهای ضدروان‌پریشی هم برای برخی از این بیماران موثر باشد. درواقع، احتمال داده شده که در بعضی از موارد این اختلال‌ها، حالت‌ها و مکانیسم‌هایی شبیه تشنج، اما در شدت خفیف‌تر و به اصطلاح زیر حد بالینی که منجر به حمله‌های تشنجی واضح بشود، نقش داشته باشد.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.