ویژگی‌های افراد دیکتاتور، خودمحور و خودشیفته

سلامانه :یک روانپزشک با بیان اینکه افراد خودمحور از نوعی دیکتاتوری ذهنی رنج می برند معتقد است: خودمحوری از عواملی است که دارای ریشه ذاتی، سایکولوژیک و هم ریشه در الگوهای اجتماعی دارد. اگر چه جامعه ایران رفتار سینوسی را از خود نشان داده اما به نظر می رسد این روند رو به بهبود است و مردم به مفهوم بهتری از دموکراسی و مشارکت رسیده اند.

دکتر سید هادی معتمدی در گفت و گو با شفقنا زندگی خود محوری را مقوله ای چندگانه دانست و تصریح کرد: گروهی از این افراد بد بین هستند به همین دلیل به دیگران اعتماد نمی کنند حتی در کارهای بزرگ هم مشورت را قبول نمی کنند و فقط به خودشان اعتماد دارند. به خاطر همین گاهی می بینیم مدیر اداره ای همه کارهها خود را انجام می دهد و به فرد دیگری اعتماد ندارد و فکر می کند بین دزدان زندگی می کند، این نوعی از خود محوری است که از بدبینی نشات می گیرد و عوارض بسیار بدی دارد و ممکن است دچار سندرم سوختگی حرفه ای شوند. این افراد خیلی عصبی، خسته و پرخشاگرند زندگی زناشویی خوبی ندارند و حالات افسردگی به شدت در این افراد می تواند رشد کند.

افراد خودمحور از نوعی دیکتاتوری ذهنی رنج می برند

او تصریح کرد: دیدگاه دوم در مورد افراد خودمحور افرادی است که نگاه مشارکتی به انسان ندارند یعنی بدون اینکه بدبین باشند از نوعی دیکتاتوری ذهنی رنج می برند و به دموکراسی و تفکر جمعی اعتقادی ندارند. این افراد به این معتقد نیستند که دیگران کار خود را بلد نیستند بلکه معتقدند که تفکر جمعی به دلیل تعدد افراد و تضارب افکار کار را پیش نمی برد و البته این با تفکر اسلامی که توصیه به مشورت دارد، هم خوانی ندارد. بنابراین این گروه اعتقادی به کارهای مشارکتی ندارند.

ویژگی افراد خودشیفته

این روانپزشک گروه سوم را افرادی خودشیفته دانست و افزود: این افراد خود را از همه آدم ها بهتر، سطح خود را نبوغ آمیز و بالا می دانند و کسانی هستند که در درونشان این گونه فکر می کنند که خداوند آنها را از همه قوی تر و باهوش تر آفریده حتی نمره 10 خودشان را از نمره 20 بقیه بالاتر می دانند و همیشه معتقدند حقشان در زندگی خورده شده و باید به سطوح بالاتری می رسیدند این در قسمت هایی از داستان شازده کوچولو دیده می شود فردی که به قدری خود شیفته است که خود را خدا می داند!

افرادی که دچار عقده های فروخفته اند...

دکتر معتمدی گفت: گروه چهارم افرادی عقده ای هستند و هیچ کدام از خصوصیات گروه های قبلی را ندارند این ها افرادی هستند که از دوران کودکی و در خانواده دیده نشده اند افرادی که کسی به آنها اهمیت نمی داده و عقده این را داشته اند که روزی تلافی خواهند کرد؛ حالا اگر روزی قدرتی به دست این افراد برسد این قدرت در هر زمینه ای بروز می دهد و عقده های دوران کودکی خودشان را بر زیر دستان نشان می دهند. اینها از نظر شخصیتی افراد منفعل مهاجم هستند و هر جا که مجبور باشند در کنار قدرت سر فرو می آورند و هر جا که بتوانند به زیر دستشان زور وارد می  کنند این ها دچار اختلال شخصیت سهل انگاری شده اند که نهایتا دچار خودمحوری می شود.

عدم آموزش مهارت های لازم و مدیریت رفتار بین فردی و اجتماعی

او افزود: گروه دیگر افرادی هستند که آموزش مهارت های لازم را ندارند افرادی که مهارت مدیریت، مدیریت رفتار بین فردی و اجتماعی را ندارند. کسانی که ارزش مشارکت را درک نکرده اند و افرادی که در جایی قرار گرفته اند که نباید قرار می گرفتند و حالا از ترس اینکه دیگران از ضعف آنها مطلع شوند رفتاری خود محورانه دارند.

وقتی کارگری که همیشه مورد تحقیر بوده چنانچه رییس شود به احتمال زیاد خود محور می شود

دکتر معتمدی در پاسخ به این سوال که آیا این افراد تحت تربیت خانوادگی دچار خودمحوری می شوند و یا جامعه باعث این پدیده در رفتار آنها می شود اظهار کرد: گروه آخر معمولا تحت تربیت خانوادگی و مسایل اجتماعی به این خصلت می رسند مثلا وقتی کارگری که همیشه مورد تحقیر بوده اگر رییس شود امکان دارد که خود محور شود اما سایر گروه ها نوعی اختلال شخصیتی و یا اختلال روانی دارند برای خیلی از این افراد درمان دارویی موثر است و می تواند از میزان خودمحوری آنها کم کند.  بنابراین باید به سه ویژگی بیولوژیک به معنای ژنتیک، سایکولوژیک که شامل تربیت خانوادگی است مانند خانواده های در هم ریخته و معتاد توجه شود و در قسمت سوم مسایل اجتماعی، مدیریت های غلط، کسانی که در جایی گماشته می شوند که زیردستانشان از آنها باسوادترند، ناشایسته سالاری، بی اهمیت بودن افراد تحصیل کرده و ... هر کدام اینها در جایی می تواند تاثیرگذار باشد.

در مقابل افراد خود محور چه واکنشی نشان دهیم؟

او در پاسخ به این سوال که در مقابل افراد خود محور باید چه واکنشی نشان داد گفت: بسته به نوع مشکل اول باید افراد خود محور را شناخت یعنی اینکه ببینیم خودمحوری این ها  در کدام طبقه بندی جای دارد. باید مشکل را شناسایی کرد و در درجه دوم نحوه برخورد را تنظیم کرد مثلا فردی که خودمحوری در آن به عنوان یک بیماری تلقی می شود باید به دنبال درمان دارویی آن رفت و یا فرد دیکتاتور باید از آنها دوری کرد و یا حتی با آنها مبارزه کرد.

سیر فرهنگ اجتماعی رو به کاهش خود محوری است

این روانپزشک در پاسخ به این سوال که آیا جامعه ایران جامعه ای است که به سمت خودمحوری گرایش پیدا کرده است تصریح کرد: در همه ی این جوامع این گونه افراد وجود دارند البته نسبت به سال های گذشته و سال های قبل از انقلاب به نظر می رسد مشارکت در بین مردم معنی بهتری پیدا کرده مثلا در دولت های اخیر خودمحوری بسیار گسترش پیدا کرده ولی در حال حاضر روند جامعه بسیار بهتر شده است بنابراین جامعه ایران در دوره های مختلف جامعه ای است که بالا و پایین زیادی را تجربه کرده ولی در  مجموع سیر فرهنگ اجتماعی رو به کاهش خود محوری است و مردم مفهوم درستی از دموکراسی پیدا می کنند نه به معنی دموکراسی غربی که از نظر من این نوع دموکراسی یک نوع لجام گسیختگی و هرج و مرج رفتاری است. اینکه رییس جمهور کشوری به خود اجازه دهد که رابطه خارج از زندگی زناشویی را ایجاد کند نوعی لجام گسیختگی است و این تصور غلطی از دموکراسی است ممکن است اگر فرد عادی این کار را انجام می داد نباید در زندگی او دخالت می کرد اما شخصی به اسم رییس جمهور زندگی خصوصی ندارد و تمام رفتارهای این فرد الگوی اجتماعی برای مردم به حساب می آید. دموکراسی به این معنی است که همه نظرها را بشنویم و بهترین آن را انتخاب کنیم و لجبازی نکنیم.

ارسال برای یک دوست
۲ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.