یادداشتی از دکتر فرشاد نجفی‌پور، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه

عشق، خود و دیگران

عشق، خود و دیگران

سلامانه : حتما شما هم بارها این جمله را شنیده‌اید که برای دوست داشتن دیگران، اول باید خودمان را دوست داشته باشیم. در تمام متون علمی معتبر سندی برای این توصیه یا ادعا وجود دارد. این جمله غلط است اما مثل خیلی از جمله‌های ظاهرا عاقلانه و دهان پرکن، چون به نظر ارزشمند می‌آید، بین عموم رایج شده است. البته این مساله قابل قبول است که هیچ کس تا عشق را حس نکرده باشد واقعا آن را نمی‌شناسد اما احساس عشق با عاشق خود بودن یکی نیست.
اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، اصلا نمی‌تواند خوشحال باشد. پس برای احساس کفایت و سلامتی و نه برای عاشق شدن، دوست داشتن (در حد سالم)  و پذیرش خود ضروری است. یعنی اگر با خودتان خوب نیستید، زندگی خوبی هم نخواهید داشت.
چند نفر تریلیاردر می‌شناسید که اصلا زندگی جالبی ندارند؟ من زیاد می‌شناسم چون پول اصلا وجه ذهنی ندارد که منجر به رضایت‌مندی بشود. پول نمی‌تواند تحسین و تمجید شخصی که او را تحسین و تمجید می‌کنیم، تضمین کند. پس خوشبختی محتاج به رضایتمندی بوده که یک مفهوم کاملا ذهنی است. همه ما حتما چند نفری را می‌شناسیم که «همه چی دارند» اما عاقبت خودکشی می‌کنند. این افراد که ظاهرا خیلی موفق هستند، خودشان می‌دانند که همه کارهای‌شان نمایش است، تقلب است و یک روز دستشان رو می‌شود. اینها نسبت به خودشان احساسی شدیدا منفی دارند که روی زندگی بیرونی پر زرق و برق‌شان سایه انداخته است.
تقریبا در مورد همه این افراد هم گفته شده که مورد علاقه پدر و مادرشان نبوده‌اند و این موضوع آنها را نسبت به جذابیت، کفایت و ارزش‌های‌شان به تردید واداشته است. آنها غالبا دنبال درمان هم نمی‌روند چون اصلا درمان‌پذیر بودن مشکلشان را قبول ندارند. نمی‌توانند موفقیت‌های خود را قبول کنند. باورهای کهنه و منفی این افراد درباره خودشان تمام موفقیت‌های کسب شده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد ولی خیلی از آنها عاشق همسر و فرزندان خود هستند. تعداد کثیری هم هستندکه برای خودشان اهمیتی قائل نیستند ولی برای دیگران خیلی کارها می‌کنند. 
اگر کسی نسبت به خودش احساسات منفی داشته باشد، نمی‌تواند خودش را دوست داشته باشد. این اشخاص باید روان‌درمانی شوند. اینها باید بی‌قید و شرط خودشان را بپذیرند. این خودپذیرفتن از عشق به خود عملا قابل تفکیک نیست. البته وقتی کسی خودش را دوست داشته باشد دیگر خودش را از دیگران پنهان نمی‌کند چون دلیلی برای پنهان کردن (عدم جذابیت، بی‌کفایتی و بی‌ارزشی) نمی‌بیند . اینجاست که احتمال برقراری ارتباط و حتی ارتباط صمیمانه بیشتر می‌شود. همانگونه که احتمال روابط ناسالم هم بیشتر می‌شود. با برطرف شدن اضطراب، شرم، احساس حقارت و... دیگر نیازی به نمایش دادن و پنهان‌کاری نیست. اجازه می‌دهد دیگران او را بشناسند. نتیجتا احتمال ایجاد رابطه و رابطه عاشقانه بالا می‌رود.

** دکتر فرشاد نجفی‌پور، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه 

 

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.