هویت جنسی و مهارت‌های زندگی را از کی به فرزندانمان آموزش دهیم؟

سلامانه :مهارت های زندگی؛ مهارت های شخصی و اجتماعی است که کودکان و نوجوانان باید آنان را یاد بگیرند تا بتوانند در مورد خود و انسان های دیگر و کل اجتماع به طور موثر و شایسته و مطمئن عمل نمایند. انتقاد مهم به تعلیم و تربیت رسمی این است که به برخی مهارت های حرفه ای و ابزاری و تنها بر بعد شناختی (سواد) تمرکز کرده است و به دیگر ابعاد فکری و روانی و اجتماعی توجهی ندارد. از دیگر سو محققان نشان داده اند که مهارت های زندگی می تواند به طور نظامدار و از طریق موقعیت های یادگیری غیررسمی یاد گرفته و تقویت شود. مدرسه علاوه بر کارکردهای رسمی آموزش خواندن و نوشتن، باید در زمینه های آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان نیز ایفای نقش کند. در این راستا و برای پی بردن به اهمیت این مهارت در دروس دانش آموزان، شفقنا گفت و گویی با عبدالهی کارشناس تربیتی در کانون پرورش فکری انجام داده است که متن آن به شرح زیر است:

*با توجه به اهمیت آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی در ارتقا اگاهی های مردم به نظر می رسد ضروری است درسی مانند مهارت های زندگی در آموزش و پرورش گنجانده شود به نظر شما این امر چقدر موثر است و چه اقداماتی باید انجام شود؟

عبدالهی: من طرحی را برای آموزش و پرورش پیشنهاد دادم که مهارت های زندگی تحت عناوین کارگاهی درس داده شود اما با آن موافقت نشد دلیل آن این بود که جامعه پذیرای این مطالب نیست در صورتی که ضرورت این مساله بسیار احساس می شود چون سطح اطلاعات بچه ها به دلیل استفاده از وسایل ارتباطی  و بسیاری از اطلاعات که از همسالان خود بدست می آورند، بسیار بالا رفته، حال اینکه این اطلاعات تا چه اندازه صحیح است و چگونه از آن ها استفاده می شود باید خوب و بد آن از هم تشخیص داده شوند حتی این مباحث باید در سنین کم و از سطوح دبستان آغاز شود.

موضوع مهم در نوجوانان این نسل نوع نگاه کردن آنها و سوالاتشان است که متفاوت شده است در گذشته وقتی در مورد روابط بچه ها صحبت می کردیم حجب و حیای بیشتری رعایت می شد ولی الان این مساله به یک مساله عینی تبدیل شده و قبح آن از بین رفته است. وقتی شکل مساله از یک حالت غیر عادی به حالت عادی تبدیل شود دارای یک سری طبعاتی است. جامعه ما سنتی است و به سمت یک جامعه مدرن در حال حرکت است در این راه یک سری معضلاتی وجود دارد که متاسفانه وقتی هر وسیله ای وارد کشور می شود فرهنگ آن وارد نمی شود مانند انواع تلفن های همراه که استفاده های مختلفی از آنها می شود. البته به نظر می رسد به تازگی ضرورت این مساله احساس شده و کارهایی در این زمینه در حال انجام شدن است.

*به نظر شما در هر رنج سنی باید چه نوع آموزش هایی از مهارت زندگی به دانش آموزان آموخته شود؟

عبدالهی: مهارت های زندگی شامل مهارت های زیادی است مثلا اینکه با دیگران چه طور برخورد کنیم؟ در سنین دبستان ارتباط با افراد غریبه چگونه باشد؟ و فرزندان تا چه اندازه به دیگران اعتماد کنند؟ از طرفی امانت دار بودن مساله مهمی است که باید به بچه ها در پایان سن دو سالگی آموزش داده شود به طور مثال باید به بچه ها آموزش داده شود که قسمت هایی از بدن بسیار شخصی است و فقط پدر و مادر و دکتر اجازه دارند که به قسمت شخصی آنها نزدیک شوند و در غیر این صورت اگر فرد دیگری به آنها نزدیک شد باید جیغ بزنند.در این شرایطی که ما به بچه ها تفکیک جنسیتی را یاد ندهیم وقتی وارد مدرسه می شوند دچار آسیب می شوند و این معضلی است که اکنون داریم و کودکان و نوجوانان ما هنوز هویت جنسی خودشان را درک نکرده اند مثلا کاری که ما در کانون پرورش فکری در ارتباط با کودکان انجام می دهیم این است که آنها را با وسایل پوششی و تزیینی هر جنسیتی آشنا می کنیم و این روند به آنها کمک می کند که تفاوت بین دو جنس را درک کنند. مسایل بهداشتی هم یکی از نکات مهم است که در این زمینه نیاز به توجه است اگر ابعاد هویت جنسی باز نشود در هر دوره سنی آسیب هایی را به همراه دارد.

مساله دیگر کودکان ترس است که باید در مهارت های زندگی به آنها آموزش داده شود که چگونه با ترس خود فائق بیایند، در حال حاضر به دلیل اینکه تک فرزندی رایج است بچه ها بسیاری از مهارت ها را نمی آموزند و وقتی وارد جامعه بزرگتر می شوند نظم و نوبت را بلد نیستند کودکان بسیاری از مهارت ها را وقتی در تعاملات قرار می گیرند می آموزند، چون اساسا مهارت های زندگی را به این دلیل آموزش می دهیم که بچه ها بیاموزند تعامل بهتری را با جامعه  داشته باشند.

*وجود مربیان مشاور در مدارس تا چه اندازه می تواند گره از مشکلات دانش آموزانی که در خانواده های خود دچار مشکل هستند باز کند؟

عبدالهی: در ابتدا باید بگویم کودکان آموزش مستقیم را نمی پذیرند و از طرفی آنها به خاط ترس از مجازات مجبورند مسایلی را بپذیرند ولی در آنها نهادینه نمی شود هر چقدر این آموزش ها غیر مستقیم باشد بیشتر در خاطر آنها می ماند. در کانون آموزش فرهنگی این مساله بسیار مد نظر قرار می گیرد.روش مشاهده ای بهترین روش برای آموزش است. آموزش تفکر انتقادی یکی از ضروریات آموزش در سنین بالاتر است. این آموزش به معنی شنونده خوب بودن و باعث خود اکتشافی  بچه ها می شود تا به خوب و بد بودن کارها پی ببرند.

البته در حال حاضر در کلاس ششم درسی وجود دارد که این مهارت های تفکری را به بچه ها آموزش می دهد. کانون هم کلاس هایی برگزار می کند به عنوان گام به گام تا اندیشه که این نوع تفکرات به بچه ها آموزش می دهد چون در این دوران تک فرزندی زیاد است من بودن بچه ها هم قوی تر شده و به این روش بچه ها می آموزند که به تفکرات دیگران احترام بگذارند. اگر این آموزش ها از سنین کم تری برای بچه ها آغاز شود ما در دوره های دیگر شاهد نوجوانان و جوانانی هستیم که پذیرش بالایی دارند برای ساختن جامعه و کشور خودشان آماده هستند.

ارسال برای یک دوست
۱ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.
  • مسعود حکمت پناه شنبه, 3 اسفند 1392 - ساعت : 18:37:41
    بسمه تعالی
    ضمن تشکر از مقاله خوب شما
    بنده عضو منتخب اولیا ومربیان مدرسه فرزندم هستم و بارها و بارها این مطلب را به اعضا متذکر شده ام ولیکن مدیر مدرسه می گوید ما باید با قوانین آموزش و پرورش پیش برویم و امکان استفاده مشاور در مدرسه را نداریم .خواهشمند است با توجه به مشکلات روز افزون این بحث ، پگیری سیستماتیک صورت گیرد تا انشالله بتوان مشاوره صحیح به خانواده ها و جوانان و نوجوانان در مدرسه داده شود.
    همچنین بنده آمادگی همکاری کامل دراین خصوص را دارم
    تشکر مجدد
    مسعود حکمت پناه
    دکتری مدیریت
    عضو هیات علمی دانشگاه
  • آیا دادرسی هست؟ شنبه, 3 اسفند 1392 - ساعت : 09:37:52
    لطفا فکری به حال قوی کردن عزت نفس و اعتماد به نفس پسربچه ها از 11 تا 18 سال هم بکنید که بخاطر شکنندگی روحی ناشی از رفتار بد والدین و یا مدیران و معلمین مدرسه به سمت خودکشی سوق پیدا نکنند.خودکشی نوجوان 14 ساله شیرازی که بخاطر به همراه آوردن موبایل به مدرسه از سوی مدیر و معاون مدرسه اخراج شد و حمایت پدر و مادر خود را هم از دست داد و در تنهایی در خانه خودکشی کرد و نیز بسیاری از خودکشی هایی که بدلیل فشار پدر و مادر و مدرسه برای نوجوانان از گوشه و کنار کشور به گوش می رسد،جانکاه و درد آور است، لطفا برای جلوگیری از پرپر شدن این لاله های نشکفته کاری بکنید