خرجت می کنم پس دوستت دارم!

سلامانه : زندگی مشترک مثل یک میز است که 4 پایه اصلی دارد. یکی از این پایه‌ها عشق و محبت و دوست داشتن است، یکی دیگر همفکری است و اینکه دو طرف بتوانند در مورد عقایدشان حرف بزنند و از نظر فرهنگی و شخصیت شبیه باشند یکی پول و دیگری رابطه زناشویی است...

زندگی مثبت نوشت:

 این 4 پایه می‌توانند به شدت برهم تاثیرگذار باشند و دیگری را تقویت کنند یا باعث کاهش آن شوند. نوع برخورد و هر کاری نشانه دوست نداشتن نیست و مشکل خیلی از ما در کشورمان نحوه ارتباط برقرار کردن است. عشق و محبت به وسیله ارتباط منتقل می‌شود و مشکل از جایی شروع می‌شود که خیلی از ما بلد نیستیم علاقه‌مان را ابراز کنیم یا فقط یک راه برای این کار می‌دانیم. آقایان ایرانی معمولا محبتشان را کمتر از چیزی که هست ابراز می‌کنند و خانم‌ها بیشتر ابراز می‌کنند! راه‌های ابراز محبت هم متفاوت است و خانم‌ها گاهی رفتارهای خاصی را نشان علاقه‌مندی یا بی‌علاقگی همسرشان می‌دانند و همین باعث اختلاف و دلخوری‌ها می‌شود. مثلا خیلی از خانم‌ها خرجی دادن، روابط زناشویی، اینکه همسرشان چه ساعتی به خانه برگردد یا به آنها با کلام ابراز علاقه کند یا نه را نشانه‌هایی از دوست داشتن او می‌دانند و اگر هر کدام از اینها تغییر کند، حس می‌کنند محبت همسرشان کمتر شده، اما واقعیت این نیست! مشکل جای دیگری است که در این مطلب به آن می‌پردازیم.

ابراز علاقه راه‌های مختلفی دارد

دوست داشتن و علاقه در زندگی مشترک بسیار اهمیت دارد ولی از آن مهم‌تر نوع ابراز این علاقه است چون اساس خیلی از مشکلات زن و شوهرها این است که نمی‌دانند طرف مقابلشان آنها را دوست دارد یا نه. واقعیت این است که احساس، درون همه انسان‌ها وجود دارد؛ هرکس ممکن است در زندگی به چیزهای زیادی مثل مطالعه، ورزش و همسرش علاقه داشته باشد و هر حس راهی برای ابراز دارد. مثلا اگر کسی کتاب دوست داشته باشد، آن را به شکل مختلفی بیان می‌کند؛ آن را می‌خرد، به دیگران توصیه می‌کند آن را تهیه یا به آنچه در کتاب نوشته شده، عمل می‌کند و...

در مورد علاقه انسان به انسان دیگر اما موضوع متفاوت است چون لازم است طرف مقابل هم آن را حس و پیام ما را دریافت کند. خیلی وقت‌ها ممکن است فکر کنیم عشق و علاقه‌مان را ابراز می‌کنیم در حالی که او آن را درک نکند و متوجه مقدار و شدت آن نشود. علت این اتفاق می‌تواند این باشد که نمی‌توانیم احساسمان را درست ابراز کنیم.

مشکلی که ما الان در کشورمان داریم و بسیار شایع است، این است که خیلی‌ها می‌گویند مثلا همسرم باید بفهمد دوستش دارم چون اگر به او علاقه‌مند نبودم، فلان کار را برایش انجام نمی‌دادم. او باید خودش با دیدن کارهایم بفهمد دوستش دارم!

شاید علت این مشکل بحث‌های فرهنگی و باورهایی باشد که بر مبنای آنها از دیرباز آقایان عادت نداشته‌اند احساسات خود را بروز دهند. هنوز هم خیلی از مردها فکر می‌کنند چون کار می‌کنند و به قول معروف از صبح تا شب جان می‌کنند و تمام دستمزدشان برای خانواده خرج می‌شود، یعنی همسر و فرزندانشان را دوست دارند!

خانم‌ها هم که بیشتر احساساتی هستند، بیشتر علاقه‌‌شان را بروز می‌دهند و اگر ندهند هم همین که خانمی به بچه‌ها و امور خانه رسیدگی می‌کند، نشانه علاقه‌مندی به همسر و زندگی‌اش دانسته می‌شود اما داستان به همین سادگی‌ نمی‌تواند پیش برود و در این سال‌های اخیر، توقع افراد از ابراز احساسات بالاتر رفته و به عقیده من واقعی‌تر شده است.

 

ذهن‌خوانی ممنوع!

خیلی افراد معتقدند چون سال‌ها با همسرشان زندگی می‌کنند، وقتی کاری انجام می‌دهند، او باید متوجه شود دوستش دارند و توقع دارند بعد از این مدت از نگاه‌ها و کارهای آنها، همسرشان به مکنونات قلبی‌شان پی ببرد. در حالی که ذهن‌خوانی، مانع ارتباطی بسیار مهمی است که خیلی وقت‌ها مانع ابراز درست احساسات می‌شود. 

قسمت مهمی از دوست داشتن، مخصوصا برای خانم‌ها، ابراز آن به وسیله کلام و عمل (نوازش) است ولی در کشور ما برخی آقایان با این مساله مشکل دارند چون آن را یاد نگرفته‌اند در حالی که هم خانم‌ها و هم آقایان باید بدانند دوست داشتن فقط به معنای انجام کار نیست و باید آن را بیان کرد و این کار را یاد گرفت.

اینها را گفتم تا به این نکته برسم که خرج کردن یا نکردن، کمتر یا بیشتر بودن روابط زناشویی، کمتر ابراز کردن محبت و دیر یا زود آمدن به خانه و... نمی‌تواند ملاک و معیار قرار گیرد.

 

اشکال در ارتباط است

صرف فکر کردن به چیزهایی مثل اینکه چون همسرم به من پول نمی‌دهد یا رابطه زناشویی‌مان کم شده پس مرا دوست ندارد، باعث کاهش علاقه می‌شود. در صورتی که اگر زن و مرد با هم صحبت کنند، شاید خانم متوجه علت واقعی این رفتار همسرش شود . در این صورت شاید مرد بگوید من الان فشار کاری زیادی را تحمل می‌کنم ولی عزیزم تو را دوست دارم! همین ابراز احساسات کلامی، راه را برای ایجاد حس‌های ناخوشایند در هر دو طرف می‌بندد. البته این اتفاق وقتی می‌افتد که رابطه 2 نفر سالم باشد و بتوانند ارتباط کلامی برقرار کنند و شرایط را توضیح دهند.

 

راه‌های ابراز علاقه را یاد بگیریم 

ابراز احساسات حتما باید جنبه‌های مختلفی داشته باشد، ‌کلامی، عملی، ازخودگذشتگی، وقت گذاشتن، توجه، ترجیح همسر به دیگران، نوازش، هدیه، تماس گرفتن، احترام به خانواده طرف مقابل، کمک کردن در امور خانه، رابطه زناشویی و...

وقتی روش انتقال پیام محبت‌آمیز مختلف باشد، اگر در زمان خاصی به دلایل خاصی یکی دو تا از این راه‌ها دچار اختلال شد، انتقال پیام محبت متوقف نمی‌شود و رابطه مختل نخواهد شد. مثلا اگر مرد دچار مشکل اقتصادی شود و نتواند آنچنان که باید همسرش را مثل گذشته تامین کند، مهر و محبت کلامی را افزایش می‌دهد. مساله این است که اینجا هم ارتباط کلامی درست، اهمیت زیادی دارد و از خیلی سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌شود.

 

یک داستان تکراری

خانم و آقایی به من مراجعه کرده بودند که خانم از اینکه همسرش به او محبت کلامی و فیزیکی نداشت، گلایه می‌کرد و مرد در پاسخ می‌گفت اگر دوستت نداشتم، سرویس طلای چند میلیونی برایت نمی‌خریدم. جواب خانم هم این بود که اگر یک شاخه گل می‌خریدی، از این طلا برایم ارزش بیشتری داشت.

این یک داستان کلیشه‌ای در بین زوج‌های ایرانی است اما نمی‌دانیم آیا واقعا اگر این مرد یک شاخه گل می‌خرید، از سرویس طلا ارزش بیشتری داشت؟

در چنین مواردی نمی‌توانیم بگوییم خانم مقصر است یا آقا! مساله مهم این است که ارتباط آنها مختل است و نه مرد می‌‌تواند محبتش را به همسرش نشان دهد و نه خانم می‌تواند این کار را انجام دهد چون هر دو متوجه آن نمی‌شوند.

گاهی مرد می‌گوید همسرم خیلی زیاد قربان‌صدقه می‌رود و خانم معتقد است همسرش سرد رفتار می‌کند. علت این است که اینها هر کدام ابراز محبت را با روش خاصی یاد گرفته‌اند و علت آن تفاوت شخصیتی، فرهنگی و خانوادگی آنهاست.

به همین دلیل لازم است دخترها و پسرها قبل از ازدواج یاد بگیرند ابراز محبت روش‌های مختلفی دارد و باید روش‌های مختلف آن را بلد باشیم و آن را محدود به بعضی رفتارها ندانیم تا در شرایطی که به هر دلیل نتوانستیم یکی را انجام دهیم یا همسرمان یک نوع دیگر ابراز محبت را می‌پسندید، بتوانیم جایگزینی داشته باشیم. 

 

20 سال بعد نگو دوست دارم

گاهی خانم‌ها یا آقایان به همسرشان می‌گویند روش ابراز محبتی که می‌پسندند چگونه است ولی تاثیری ندارد. علت اصلی این اتفاق این است که خیلی دیر این کار را انجام می‌دهند. مثلا 20-10 سال از زندگی مشترک گذشته و خانم به همسرش می‌گوید دوست دارم به من مثلا با خرید هدیه ابراز محبت کنی! ولی مرد زیر بار نمی‌رود چون عادت نکرده و یاد نگرفته این کار را انجام دهد اما خانم این‌طور قضاوت می‌کند که چون تو به خاطر من حاضر نیستی این کار را انجام بدهی، پس یعنی مرا دوست نداری.

حالا این سوال پیش می‌آید که چرا طی این سال‌ها، این خانم نتوانسته خواسته‌اش را با همسرش در میان بگذارد و اینجاست که مشکل ارتباطی باز هم خود را نشان می‌دهد. در چنین شرایطی موضوع بی‌علاقگی زن یا مرد نیست، موضوع این است که آنها نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند و به هم بفهمانند چه می‌خواهند. در چنین مواقعی خانم توقع تغییر عمده دارد ولی مرد به دلیل تربیت و شخصیت و... این رفتارها در وجودش نهادینه شده، نمی‌تواند تغییر کند و این وضعیت می‌تواند نتیجه نامطلوبی داشته باشد.

در این مواقع، معمولا طرفین به نتیجه نمی‌رسند ولی اگر خواست هر دو این باشد که زندگی محبت‌آمیزی داشته باشند، مراجعه به مشاور باعث می‌شود به مرور تغییرات آن هم نه عمده به وجود آورد در غیر این صورت، پافشاری روی خواسته هر کدام، نتیجه نمی‌دهد.

اما اگر زود برای این صحبت‌ها اقدام شود مثلا در جلسه‌های پیش از ازدواج یا اوایل ازدواج، می‌توان در این باره به نتیجه مطلوبی رسید.

 

تصور یا واقعیت؟

گاهی برخی خانم‌ها می‌‌گویند شوهرمان به اندازه کافی درآمد دارد ولی به خواسته‌های اقتصادی ما توجه نمی‌کند یا فقط برای بچه‌ها یا خانواده‌اش راحت خرج می‌کند.

در این صورت هم باید خیلی نکته‌ها را برای قضاوت در نظر گرفت، شاید خصوصیت شخصیتی او مقتصد بودن باشد، شاید برای خانم هم خرج می‌کند ولی توقع او بالاست، شاید یاد گرفته نباید زیاد برای خانم خرج کرد و زن باید یاد بگیرد با پول کم زندگی کند، شاید فکر می‌کند وقتی این همه برای بچه‌ها خرج می‌کند، نشانه علاقه او به زندگی‌اش است یا از همسرش توقع دارد اگر او را دوست دارد، قانع‌تر باشد. حتی اگر خانمی بگوید همسرم برای خانواده‌اش خرج می‌کند برای من نه، باید فکر کنیم برداشت او این است یا واقعا همین‌طور است و ....

امکان دارد با بررسی همه اینها به این نتیجه برسیم این آقا راه ابراز محبت به خانواده‌اش خرج کردن می‌داند ولی در مورد همسرش اینطور نیست. از طرفی همان‌طور که خیلی خانم‌ها می‌گویند همسرمان چون برای ما خیلی خرج نمی‌کند پس دوستمان ندارد، خیلی‌ها هم معتقدند شوهرشان فکر می‌کند چون برایشان خرج می‌کند، آنها را دوست دارد.

پس باز هم تاکید می‌کنم نه خرج کردن و نه خرج نکردن و نه هیچ کدام از چیزهایی که گفتیم از دفعات برقراری رابطه زناشویی گرفته تا... نمی‌تواند دقیقا نشانه علاقه‌مندی یا بی‌علاقگی یک مرد به زندگی و همسرش باشد بلکه نحوه این رفتارها مثل هدیه دادن یا... خیلی اهمیت دارد. مثلا اینکه مرد صبح‌به‌صبح مبلغ زیادی را در خانه بگذارد و برود یا هر شب با روی گشاده مبلغی را برای خرجی به همسرش بدهد، در احساسی که همسرش پیدا می‌کند، تاثیر بسیار متفاوتی دارد.

درنهایت اینکه باید برای ابراز محبت، روش‌های متعددی بلد باشیم و در هر زمانی که یکی نبود، دیگری را به کار بریم. معمولا وقتی می‌توان رابطه را بهبود داد و وضعیت را بهتر کرد، که خیلی وقت از زندگی مشترک نگذشته باشد. از طرفی خیلی از رفتارها هیچ ربطی به دوست داشتن ندارد، مشکل همان ارتباط و انتقال دوست داشتن است و این اختلاف‌ها می‌تواند در ادامه، عشق و علاقه را از بین ببرد. 

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.
  • علیرضا پنجشنبه, 22 اسفند 1392 - ساعت : 14:15:27
    خرجت میکنم پس هستی !!!!!!!!
  • سهيلا سه شنبه, 20 اسفند 1392 - ساعت : 09:49:26
    سلام
    واقعا مطلب خوب وآموزنده اي بود.من ارتباطات خوندم وازدواج هم نكردم.ولي مطلبي كه انعكاس دادين مشكل اساسي زن و شوهرهاست.اميدوارم همه بخونن وبهش توجه داشته باشن.