بچه‌هایی که شاهد دعوای والدینشان هستند

سلامانه : هفته گذشته دختر 4ساله‌ای را در مطب ملاقات كردم كه علایم اختلال پس از سانحه داشت. او به شدت به مادرش چسبیده بود، گاهی فریادزنان به او می‌گفت: «می‌كشمت باید بمیری» و پس از داد و فریادها آرام می‌گرفت و دوباره به آغوش مادر می‌رفت...

هفته نامه سلامت نوشت:

 او تنها قربانی دعواها و خشونت‌های خانگی نبوده، نیست و نخواهد بود. خیلی تاسف‌آور است اما واقعیت دارد كه خشونت‌های خانگی و پدر و مادرهایی كه مدام با هم می‌جنگند، كم نیستند و بچه‌ها به شدت در معرض آسیب‌ ناشی از این موضوع هستند. به مادری پاسخ می‌دهم كه پسرشان كلاس دوم دبستان است و برای «آداب تربیت» نوشته‌اند: «برایم عجیب است چطور هنوز به این شیوه زندگی‌ ما عادت نكرده، چون محمد از بچگی شاهد زد و خورد من و پدرش بوده و از 5 سالگی آنقدر به پاهای پدرش كه داشت ما را می‌زد مشت می‌كوبید تا رهایم كند. پارسال كه كلاس اول بود، مدام تقاضا می‌كرد به مدرسه نرود. امسال هم معلمش می‌گوید مضطرب است. یكدفعه از جا می‌پرد و می‌گوید می‌خواهم به خانه بروم.» اگر یادتان باشد چند هفته قبل كه راجع به بچه‌های مضطرب حرف زدیم، گفتیم بچه‌هایی كه روابط خانوادگی مناسب ندارند، چون نگرانند مبادا در نبودشان حادثه‌ای رخ بدهد، دچار اضطراب می‌شوند. محمد نمونه واضح یك كودك آسیب‌دیده از خشونت خانگی است. تعریف آسیب همیشه جسمی نیست، آسیب‌های روان‌شناختی خیلی دردناك‌ترند و بچه‌ها به حمایت ما نیاز دارند. آنها هرچه خردسال‌تر باشند، بیشتر آسیب می‌بینند و این مشكل حتی تا بزرگسالی باقی می‌ماند. بچه‌هایی كه زیر 6 سال و در معرض خشونت خانگی‌ و شاهد دعوای والدین هستند، بی‌قرارند، بهانه‌گیری می‌كنند و بازگشت به گذشته (انگشت مكیدن در كودك 4 ساله) و ترس شدید از تاریكی دارند. در 6 تا 11 سالگی این بچه‌ها گوشه‌گیر می‌شوند، كابوس و مشكلات خواب دارند، سخت به خواب می‌روند (دوست ندارند بخوابند چون می‌ترسند دوباره در نبود آنها حادثه‌ای رخ دهد) و تحریك‌پذیرند. آنها دچار نداشتن تمركز، افت تحصیلی و اكراه از مدرسه رفتن و حتی شكایت‌های جسمی متعدد می‌شوند و چون در خانه توجه لازم را نمی‌گیرند، سعی می‌كنند با بیان دردهای جسمی، توجه والدین را به خود جلب كنند. مادر دختر 4 ساله‌ای كه در آغاز شرح‌حالش را گفتم، تعریف می‌كرد پدر در خانه گرز مخصوصی برای تنبیه من و بچه‌هایم دارد. از هر جا ناراحت باشد، سراغ ما می‌آید. تعجب‌آور نیست كه این بچه‌ها به‌خصوص دختر 4 ساله‌ای كه معاینه كردم، احساس اینكه آینده كوتاه است و نمی‌شود به آن امیدوار بود و احساس اینكه محیط امن نیست داشته باشد. بچه می‌فهمد پدرش قابل پیش‌بینی نیست چون خشونت خانگی مهم‌ترین شرط رشد برای بچه‌ها، یعنی احساس امنیت را از آنها می‌گیرد. بچه‌های بالای 12 سال كه در معرض این آسیب‌اند مدام حادثه را یادآوری می‌كنند بنابراین خطر رفتارهای تخریب‌گر، آسیب به خود یا وسایل خانه و حتی دیگران و رفتن به سمت مواد در آنها وجود دارد. حس تنهایی، بی‌علاقگی به فعالیت‌های لذت‌بخش و افكار خودكشی، احساس گناه و فكر انتقام از كسی كه باعث خشونت در خانه می‌شود، مدام در ذهن این بچه‌هاست.

باید با مشاوره و درمان‌های روان‌پزشكی، سعی كنید برای سلامت والد پرخاشگر اقدام كنید تا از هر جایی كه می‌شود، جلوی عمیق‌تر شدن این آسیب‌ را در بچه‌ها گرفت. همه كسانی كه به نوعی چنین خانواده‌هایی می‌شناسند هم بهتر است بی‌تفاوت نباشند و به خاطر بچه‌ها، در موقع لزوم با اورژانس اجتماعی 123 تماس بگیرند.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.