چگونه خودمان را ببخشیم

سلامانه :احساس گناه تا اندازه ­ای خوب است. در واقع احساس گناه موجب احساس همدردی با دیگران و انجام كارهایی به منظور جبران عملی كه انجام داده­ایم و در نهایت رشد فردی می­گردد.

بعد از تجربه كردن احساس گناه، اینكه بتوانیم خودمان را ببخشیمدر عزت نفس ما نقش به سزایی ایفا می­كند که عامل مهمی در لذت بردن از زندگی و برقراری روابط با دیگران به شمار می­رود. با اینحال افراد زیادیبه این دلیل که احساس گناه ناسالمی داشته­اند،نمی­توانند خود را ببخشند. در نتیجه احساس گناه تبدیل به یك منبع دردناك ناتمامیمی­شودچرا که این حس گناه دائما" همراهفرد خواهد بود و نه یکبار بلکه چندین بار خود را سرزنش و محکوم می­کند. همچنین احساس گناه می­تواند در ناخودآگاه فرد بوجود آید. در هر صورت، این نوع از احساس گناه خطرناک و مخرب است و می­تواند مانع رسیدن فرد به اهدافشگردد.

احساس گناه نه تنها باعث می­شود نسبت به خودتان عصبانی و خشمگین باشید بلکه موجب می­گردد همین احساسات را نسبت به اطرافیان خود نیز داشته باشید تا بدین وسیله بتوانید اعمال خود را توجیه کنید. عصبانیت، خشم و احساس گناه انرژی شما را به تحلیل می­برند، باعث افسردگی و بیماری می­شوند و مانع دستیابی به موفقیت، احساس شادی و روابط رضایت بخش می­گردند. احساس گناه دائمی فرد را در گذشته نگاه می­دارد و جلوی پیشرفت وی را می­گیرد.

ممکن است نه فقط به خاطر رفتارتان، بلکه به خاطر افکارتان مثل آرزوی ناراحتی، بدشانسی یا حتی مرگ برای فردی دیگر؛ به خاطر داشتن احساساتی مثل عصبانیت، شهوت یا حرص؛ به خاطر نداشتن احساساتی مثل عشق یا صمیمیت نسبت به دوست خود یا به خاطر غمگین نبودن ازمرگیكیاز نزدیکان خود نیز احساس گناه داشته باشید.

با اینکه به نظر غیر منطقی می­رسد اما امكان دارد بخاطر افکار، خصوصیات، احساسات و رفتار یک فرد دیگر نیز شما احساس گناه کنید. این امر زیاد اتفاق می­افتد که فردی به خاطر برآورده نکردن انتظارات والدین­اش احساس گناه كند.مردم اغلب خودشان را بر مبنای سرزنش­ها و اتهامات غلط دیگران مورد قضاوت قرار می­دهند. به عنوان مثال زنی ممکن است خودخواهی خود را به همسرش نسبت دهد. شوهر او بدون اینکه متوجه باشد که این همسر اوست که خودخواه است، این مسأله را باور می­کند. زن ممکن است شوهرش را به خاطر احساس ناامنی خود سرزنش کند و مدعی گردد که شوهرش مردی هوسران، بی­علاقه و بی­تفاوت است.همچنین امكان دارد مردی عصبانیت خود یا عمل اشتباهش را به گردن همسرش بیاندازد و همسرش نیز آن را باور کند و در نتیجه احساس گناه کند.معمولا" افرادی كه خیلی وابسته هستندبه دلیل داشتن عزت نفس پایین، رفتارهای اشتباه دیگران را به گردن می­گیرند.زنی ممکن است خود را به خاطر اعتیاد و مشروب خواری شوهرش مقصر بداند و احساس گناه کند. قربانیان تجاوزات جنسی علی رغم این حقیقت که آنان خود قربانی بوده­اند و این فرد تجاوزگر است که مقصر می­باشد، اغلب احساس شرم و گناه می­کنند. در رابطه با مسئله طلاق نیز، زوجی که درخواست طلاق داده­معمولا" احساس گناه می­کند حتی اگر مسئولیت ناشی از مشکل بوجود آمده در ازدواج بر عهده هر دو زوج باشد یا همسر او مسبب وضع بوجود آمده باشد.

در اینجا باید بین احساس گناه و شرم تفاوت قائل شد. شرم باعث می­شود در مقابل عملی که انجام داده­اید احساس حقارت، بی­کفایتی و كلا" احساس بدی نسبت به خود داشته باشید. وقتی که فرد حاضر نباشد خود را ببخشد و بالطبع احساس گناه غیر منطقی شکل بگیرد، احساس شرم بوجود می­آید.شرم سازنده نیست و به جای افزایش حس همدلی و رشد فردی ، اثر متضادی دارد. این امر منتهی به در خود فرو رفتگی بیشتر و تحلیل رفتنانرژی فرد و برهم خوردن روابط وی با دیگران می­شود.

اگر عزت نفس پایین یا احساساتی نظیر شرم داشته باشید (كه البته بیشتر مردم همینگونه­ هستند)، مشکل بتوانید بفهمید كه نسبت به چه چیزی احساس گناه دارید. با این حال به منظور رفع این احساس، لازم است بدانید احساس گناهتان در چه مورد است. توجیه کردن یا نادیده گرفتن احساس گناه برای فرار از ارزیابی خود، ممکن است بطور موقت کمکتان کند اما به بخشیدن خود منجر نخواهد شد.اینكه دائما" خود را سرزنش كنیدموجب طولانی شدن احساس گناه و شرم می­شود و به عزت نفس شما آسیب می­رساند، پذیرفتن مسئولیت و انجام كارهای راهگشا و مفید موجب رفع احساس گناه می­شود.در ادامه توصیه­هاییبه منظور رفع احساس گناه عنوان شده است. این موارد به رفتارهایی كه منجر به احساس گناه شده اشاره دارندهرچنددر مورد افکار یا احساساتیکه نسبت به آنهانیز احساس گناه می­کنید کاربرد دارند:

اگر دائما" رفتارتان را توجیه می­کنید، مسئولیت آن را بپذیرید. "بله من این کار را کردم (یا آن حرف را زدم)."
درباره آنچه که اتفاق افتاده بنویسید اعم از اینکه در قبل و بعد و حین آن اتفاق چه حسی نسبت به خودتان و دیگران داشته­اید.
ارزیابی کنید که در زمان آن اتفاق چه نیازهایی داشتید و اینکه آیا آن نیازها برآورده شدند.
انگیزه­تانچهبود؟ چه چیز یا چه کسی موجبرفتار شماشد؟
آیا این فرد یا چیزی که محرک رفتار شما بوده چیزی از گذشته را به یادتان آورده است؟ در موردش بنویسید و در آن احساسات خود را بیان کنید.
در گذشته، والدین­تان با احساسات و اشتباهات شماچگونه برخورد می­کردند؟آیا اشتباهات شما رامی­بخشیدند، مورد قضاوت قرار میدادند یا بخاطرشان تنبیه می­شدید؟ چه کسی رفتار سخت­گیرانه با شما داشت؟ آیا در شما احساس شرمساری بوجود می­آمد؟
معیارهایی که بر مبنای آنها خود را مورد قضاوت قرار می­دهید، ارزیابی کنید.آیا آنها ارزشهای شما هستند یا ارزشهای والدین­تان، دوستان یا همسرتان. آیا به تأیید آن افراد نیاز دارید؟ زندگی کردن مطابق با انتظارات دیگران كار بیهوده­ای است. آرزوها و ارزشهای دیگران مربوط به خود آنهاست. دیگران ممکن است هرگز ارزشهای شما را تأیید نکنند و امکان دارد برای جلب تأیید نظر دیگران، خود و شادی زندگی­تان را فدا کنید.
ارزشها و باورهایی که در طول آن اتفاق بر شما غالب بوده را شناسایی کنید. به عنوان مثال ممكن است باور شما این باشد كه "خیانت ایرادی ندارد البتهتا وقتی که همسرم از آن بی­خبر باشد". صداقت داشته باشید و ببینید باچه ارزشهایی موافقهستید.
آیا رفتار شما بازتاب ارزشهای واقعی شما هستند؟ اگر نه، باورها، افکار و احساساتی که موجب رفتارهای شما می­شوند را شناسایی کنید. به این فکر کنید که چه چیزی باعث شده ارزشهای خود را زیر پا بگذارید. به این مسأله توجه داشته باشید که وقتی بر خلاف ارزشهای خود رفتار کنید در واقع به خودتان آسیب می­رسانید.
چطور رفتاری كه از شما سر زده بر دیگران تأثیر گذاشته است؟ به چه کسی آسیب رسانده­اید؟ خودتان را نیز در لیست افراد آسیب دیده در نظر داشته باشید.
به دنبال راههایی جهت جبران رفتاری که از شما سر زده باشید. کاری انجام دهید. به عنوان مثال اگر فردی که نسبت به او احساس پشیمانی می­کنید از دنیا رفته است، می­توانید نامه معذرت خواهی از او بنویسید. همچنین می­توانید تصمیم بگیرید که در آینده به گونه­ای دیگر عمل کنید.
به گذشته نگاه کنید، چه افکار و احساسات و رفتارهای سالم­تری به نظرتان می­رسد كه می­توانست به نتیجه بهتری منجر شود؟
آیا فردی کمال­گرا هستید و انتظار بی­عیب و نقص بودن از خودتان دارید؟ آیا این نگرش در كل فایده­ای هم برای شما داشته؟ کمال­گرایی گمراه کننده است و زمینهاحساس شرم را فراهم می­کند.
اگر یك فرد دیگری رفتار شما را انجام دهد حاضرید او را ببخشید؟ پس چرا با خودتان طور دیگری رفتار می­کنید؟ چه نفعی برای شما دارد که به تنبیه خود ادامه دهید.
احساس پشیمانی طبیعی است و به انجام اعمالی در جهت جبران آن اتفاق منجر می­شود. به این فکر کنید که از این تجربه چه درسی گرفته اید و چگونه می­توانید از امروز متفاوت عمل کنید.
برای خود نامه­ای كه حاكی از احساس همدلی، درک و بخششخودتان استبنویسید.
از نامه­ای که برای خودتان نوشتید، جملات مثبت و حاکی از بخشش را انتخاب و هر روز با خود تکرار کنید مانند " من مقصر نیستم"، "خودم را می­بخشم" و "من خودم را دوست دارم."
صادقانه اتفاقی که افتاده را با دیگران در میان بگذارید البته نه با کسانی که امکان دارد شما را مورد قضاوت قرار دهند. اگر بخواهید آن موضوع را نزد خود نگه دارید و به كسی چیزی نگویید، احساس گناه و شرم ناشی از آن اتفاق طولانی می­شود.
به یاد داشته باشید که ممکن است خود را ببخشید ولی هنوز بر این باور باشید که شما مقصر بودید، همانطور که ممکن است فرد دیگری را ببخشید حتی اگر فکر کنید که او مرتکب اشتباه شده است. می­توانید برای آنچه که انجام داده­اید احساس پشیمانی کنید با اینحال بپذیرید که شما هم مثل هر انسان دیگری جایزالخطا هستید. شاید در آن لحظه با توجه به شرایط، سطح آگاهی، بلوغ فکری و میزان تجارب بدست آمده بهترین کاری که از دستتان بر می­آمده را انجام داده­اید. این یک نگرش معقول و طبیعی است.

اگر همچنان در بخشیدن خود مشکل داشتید بهتر استبه یک مشاور مراجعه کنید. ممکن است از احساس شرم در عذاب باشید چرا که شما را مستعد بیزاری از خود، حس گناه و احساس بد نسبت به خودتان کرده است.

منبع: سایت روان آگاهی


 

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عددی را که تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.