رمان یک دندان‌پزشک برگزیده معتبرترین جایزه ادبی ایران

سلامانه :در مراسم پایانی سیزدهمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری که عصر روز جمعه، پنجم اردیبهشت ماه برگزار شد، برگزیدگان بهترین رمان و مجموعه داستان اول سال ۱۳۹۱ معرفی شدند.

 

مراسم پایانی سیزدهمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری با حضور شخصیت‌هایی همچون محمود دولت آبادی، ضیاء موحد، بابک احمدی، کامران فانی، بهمن فرمان آرا، حسین سناپور، حسن شهسواری، مژده دقیقی در خانه فرزانه طاهری مدیر بنیاد گلشیری و همسر این نویسنده فقید برگزار شد و به برگزیدگان این دوره از جایزه در بخش‌های رمان اول و مجموعه داستان اول لوح تقدیر و تدیس اینجایزه تعلق گرفت.

به گزارش دندانه، در این دوره و در بخش رمان‌های اول (داستان بلند، مجموعه داستان‌های به‌هم پیوسته) رمان «دکتر داتیس» نوشته حامد اسماعیلیون منتشر شده از سوی انتشارات زاوش به عنوان رمان برگزیده سال ۱۳۹۱ معرفی شد.


همچنین رمان «یک رمانس دانشگاهی مرگبار» نوشته محمود سعیدنیا به عنوان اثر شایسته تقدیر در این بخش معرفی شد. دیگر نامزدهای این بخش رمان‌های «گرمازده» نوشته مهام می‌قانی، منتشر شده درنشر چشمه و رمان «نامحرم» نوشته یاسر نوروزی منتشر شده از سوی انتشارات آموت بودند.
در بخش مجموعه‌های داستان‌ اول نیز کتاب «در هوای گرگ و میش» نوشته محسن عباسی و مجموعه داستان «کاج‌های مورب» نوشته علی چنگیزی به صورت مشترک برگزیده این جایزه در بخش مجموعه‌ داستان‌ اول سال ۱۳۹۱ شدند.

dr datis

در ابتدای این مراسم فرزانه طاهری، مدیر بنیاد فرهنگی هوشنگ گلشیری، توضیحاتی درباره روند برگزاری و ادامه برگزاری این جایزه ارائه کرد و سپس فیلم داستان خوانی هوشنگ گلشیری که داستان «خانه روشنان» را می‌خواند برای حاضران پخش شد.


در این مراسم مطابق روال سه دوره گذشته که از یکی از داستان نویسان پیشکسوت در این جایزه تقدیر شده بود، با اهدای لوح از گلی ترقی تقدیر شد که البته خود او در این مراسم حاضر نبود.


تندیس و لوح تقدیر برگزیدگان توسط محمود دولت آبادی، ضیاء موحد، بابک احمدی و حسین سناپور اهدا شد.

دکتر حامد اسماعیلیون، دندان‌پزشک ایرانی مقیم کاناداست که تا امروز دو مجموعه داستان و دو رمان از او منتشر شده است. اولین کتاب او،«آویشن قشنگ نیست»، نیز پیشتر برندهٔ جایزهٔ مجموعه داستانِ اولِ بنیاد«هوشنگ گلشیری» در سال ۸۸ شده بود و تا امروز به چاپِ پنجم رسیده است.


رمان «دکتر داتیس»، اولین رمان این دندان‌پزشک است که در سال ۹۱ از سوی نشر زاوش منتشر شد. این رمان روایت زندگی دندان‌پزشک جوانی به نام «داتیس الماسی» است، که پس از اتمام تحصیل در دانشگاه تبریز و گذران دوره طرح در شمال کشور، میان دو راهی ادامه تحصیل یا طبابت، دومی را انتخاب می‌کند. خود داتیس در اوایل رمان درباره انتخابش این‌گونه می‌گوید: «من، داتیس الماسی، در راه پر فراز و نشیب جستن علم یا پر کردن جیب‌ها با کمال شرمندگی و در اوج عرق‌ریزان روح، دومی را، بله، دومی را انتخاب کردم. نقطه.» مشکل امتیاز برای گرفتن پروانه طبابت او را به شهرکی در حاشیه تهران می‌کشاند، شهرکی به نام ساسنگ که نمی‌توانید در نقشه تهران پیدایش کنید، چون «نقشه را که باز می‌کنی نمی‌بینی‌اش. آنجا که منطقه هجده تمام می‌شود اثر «سین» ‌اش پیداست اما باقی ساسنگ می‌افتد بیرون.»


رمان دکتر داتیس شامل هفت فصل است که پنج سال زندگی و کار داتیس در شهرک ساسنگ را روایت می‌کند. فصل‌ها با عناوین ابر، آفتاب، باران، تگرگ، رنگین‌‏کمان، برف و مهتاب نامگذاری شده‌اند که احتمالا بیانگر تغییراتی هستند که در موقعیت راوی در ساسنگ رخ می‌دهد.

esmaeilion- hamed

حامد اسماعیلیون علاوه بر فعالیت در حرفه دندان‌پزشکی، به مدت ده سال یادداشت‌هایی در حوزه ادبیات، دندان‌پزشکی و مشغله‌های فکری خود در وبلاگی با نام «گمشده در بزرگراه» منتشر می‌کرد. او از سال ۸۹ به همراه همسر و دخترش به کشور کانادا مهاجرت کرد و هم‌اکنون طبابت و نوشتن را در این کشور دنبال می‌کند.


اخرین اثر منتشر شده از او رمان «گاماسیاب ماهی ندارد» است که در سال ۹۲ منتشر شد و اینک به چاپ دوم رسیده است و در نظرسنجی ماهنامه تجربه، از نویسندگان، به عنوان بهترین رمان منتشر شده در سال ۹۲ انتخاب شد.

دکتر حامد اسماعیلیون به علت عدم حضور در مراسم، پیامی را به شکل مکتوب برای این مراسم ارسال کرده بود که در جریان برنامه قرایت شد.
متن این پیام را در ادامه می‌خوانید:

در ابتدا از حسنِ نظر داوران و تلاشِ بی‌پایانِ موسسین و یاورانِ بنیاد هوشنگ گلشیری تشکر می‌کنم.


بد ندیدم درباره‌ی نوشتنِ این کتاب شرحی کوتاه بدهم. روزهایی که دکتر داتیس را می‌نوشتم تازه پا از ایران بیرون گذاشته بودم. سرمای تورنتو، انبوهِ برف، بوها، آدم‌ها، همه‌چیز برای‌ام تازه و غیرمنتظره بود. بعد از یکی دو ماه سرگردانی تازه راه و چاهی پیدا شده بود و دانسته بودم برای اثباتِ خودم که در کشورم چه بوده‌ام باید از سدهای متعدد بگذرم. روزگارم به درس خواندن در کتاب‌خانه‌های طاق و جفتِ فرنگِ دور می‌گذشت. روزها درس می‌خواندم و شب‌ها که دخترم می‌خوابید مشغولِ نوشتن می‌شدم.


روزهایی بود سخت و ملال‌آور که مدام و هر ثانیه از خودم می‌پرسیدم چرا ایران را ترک کرده‌ام. مگر آن‌جا مالِ ما نبود؟ پشیمان نبودم اما دل‌ام می‌خواست بدانم آیا برای پا گذاشتن بر این زمینِ سرد دلایل کافی دارم یا نه. دکتر داتیس را نوشتم تا به خودم پاسخی بدهم که بیابم آیا در کاری که کرده‌ام کاری که کرده‌ایم یعنی مهاجرت حق با ما بوده است یا نه.


جواب‌ام را گرفتم؟ نه نمی‌دانم.


در چهارمین سال و با این‌که همه‌چیز آسان‌تر به نظر می‌رسد یعنی امتحان‌های دشوار را از سر گذرانده‌ام به کاری مشغول‌ام و دغدغه‌ی آب و نان ندارم و کتاب‌ام در ایران جایزه‌ای می‌برد به نامِ نویسنده‌ای که مانندِ خیلی‌های دیگر ماند، شکیبا بود و سر خم نکرد باز هم هر روز تقریبن هر روز در فاصله‌ی رانندگی به محلِ کارم که از دشت‌های فراخ و جاده‌های بی‌رفت و آمد می‌گذرد از خودم می‌پرسم آیا کار درستی کرده‌ام و آیا روزی وقتِ برگشتن فراخواهد رسید و آیا روزی با خودم خواهم گفت دکتر داتیس و هرکسِ دیگری که سرزمینی را ترک می‌کند اشتباه کرده است؟ نمی‌دانم. هنوز هم جواب‌اش را نمی‌دانم.

ارسال برای یک دوست
۰ ۰ آیا این خبر را می پسندید؟
نظر دهید
CAPTCHA Image reload
لطفا عبارتی که در تصویر بالا می بینید را وارد نمایید.
  • مهری احمدی پنجشنبه, 15 خرداد 1393 - ساعت : 14:02:49
    بسیار جالب بود تصمیم گرفتم این کتابها را تهیه کرده و بخوانم